لبخند زد

ܢ̣ـࡅ࡙ܩߊ‌ܝ‌ ܧܠܢ̣ــــ ܩࡍ߭. 𝒑³ (.𝒍𝒂𝒔𝒕 𝒑𝒂𝒓𝒕)


لبخند زد؛

_نبایدم یادت بره فرشته، ولی یه هفته خیلی خیلی کمه! شاید بهتر باشه تا آخر عمرت منو یادت بمونه

بهت نزدیک شد و شاخه گل رز زیبایی رو از داخل کتش بیرون آوورد.

_میشه ازم قبولش کنی؟

_نه تا وقتی نگی ازم چی میخوای کیم!

_میخوام صبح با صدای تو بیدار شم، هرروز ببینمت و نزارم هیچ مردی به جز من بهت نزدیک شه.
میخوام به عنوان یه دوست پسر همیشه مراقبت بوشم

_خانم دکتر جئون ات عاشقتم!

لبت و گزیدی

_تهیونگ .. از انتخابت مطمئنی؟

_بیشتر از همیشه..! خانومی نمیخوای قبولش کنی؟ من عجله دارم!

ابرو بالا انداختی

_اوه! چه کم صبر!

این حرفتو به عنوان رضایت گرفت و خندید.. گل رو توی دستت گذاشت و آغوشش رو برات باز کرد. توی بغلش جا گرفتی و سرت و روی شونش گذاشتی

_از حالا باید کیم ات صدات کنن نه جئون!

انگشتت و به سینش زدی:

_عجب! هنوز نه به داره نه به باره !

_من نمیدونم از این به بعد قرار نیست از کنارم جم بخوری پرنسس

_چشم مستر... الان مریض دارم فردا مزاحم بشید!

خندید؛

_چشم بانو
حالا آدرس خونت و برام بفرست .میخوام وسایلت و ببرم خونه ی خودم

و بدون اینکه منتظر جوابت باشه از اتاق بیرون زد

_هی من همچین کاری نمیکنم مرتیکه ی مغرور!

ولی دیگه رفته بود..
با لبخند به کارای عجولانه فکر کردی و منتظر مریض بعدی شدی

ܢ݆ߺـߊ‌یߊ‌ܔ




#درخواستی #چند_پارتی #تک_پارتی
دیدگاه ها (۲)

☣ݼࡅ߭ـב ܢ݆ߺـߊ‌ܝ‌ࡅ߳ـ‌ـے☣ p¹امروز قرار بود ات و سوکجین ...

☣ݼࡅ߭ـב ܢ݆ߺـߊ‌ܝ‌ࡅ߳ـ‌ـے☣ p²جین ابروهاشو بالا انداخت:...

ܢ̣ـࡅ࡙ܩߊ‌ܝ‌ ܧܠܢ̣ــــ ܩࡍ߭. p²پسرک لبخندی زد:_شبیه انسان ...

ܢ̣ـࡅ࡙ܩߊ‌ܝ‌ ܧܠܢ̣ــــ ܩࡍ߭. p¹اسمش و صدا زدن:"کیم تهیونگ.....

#PART : 39〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦..............

_Love in night🌔✨𝐏𝐀𝐑𝐓: ⁴فرداویو اتدیشب از حرف جونگکوک سرم درد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط