تو با یک نگاه گرم

تو با یک نگاه گرم
آب میکنی
تمام دیوارهای
تنهایی شهر را
مرا از این زندان تنهایی
فراخوان
به جنگل استوایی آغوشت...
دیدگاه ها (۷)

می‌ گفت آدم‌ها گنجشک‌های حیاط پشتی‌ خانه تان نیستند که برایش...

از خوشی های روزگارهمین بس که آدمیزاد به همه چیز عادت می کند....

ترسم آخر زغم عشق تو دیوانه شوم، بیخود از خود شوم و راهی میخ...

دوش دیوانه شدم! عشق مرا دید و بگفت:آمدم! نعره مزن! جامه مَدَ...

وقتی حریف فکر میکنه ساپورت قراره از جاده و جنگل بیاد ولی تو ...

تا تو نگاه میکنی، کار ِ من آه کردن است ای به فدای ِ چشم ِ تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط