ستاره‌ای در میان تاریکی پارت۳۷🌌

ستاره‌ای در میان تاریکی پارت۳۷🌌
ایمی ببین اگه ی کلمه دیگه حرف بزنی جرت میدم مرتیکه سود جو فقط دنبال کار کشیدن از منی
(همین حین هم بلند شد بره برا همین دنیل هم پاشد روبه روش که جلوشو بگیره )
دنیل: وایسا وایسا وایسا ببخشید من داشتم شوخی میکردم ناراحت نشو 😭😭 خانمی ...من قصدی نداشتم فقط میخواستم حال  و هواتو عوض کنم اخه معلوم بود چقدر براش ناراحتی من خودمم ناراحت شدم یعنی اخه چجور تونستن کسی به با استعدادی تو رو قبول نکنن بعدم من فقط یکمی خواستم دلگرمی بدم اصلا قصدی نداشتم
ایمی یه لحظه مکث کرد اصلا هواسش نبود که چقدر با دنیل بد رفتار کرد انقدر خستگی فشار اورده بهش که بقیه چیزا رو فراموش کرد
ایمی: هوف😮‍💨😔 شرمنده یه لحظه عصبی شدم ببخشید تقصیر تو نیست دنیل: اها الان شد . 🤗چرا یهو سیمات قاطی کرد  .... البته تقصیر منم بود زیاد کرم ریختم😝
ایمی با به نگاه معنا دار زل زده بود
دنیل اومد ادامه بده..
مسئول شیفت : خب دیگه خوش و بش بسته برید حضورتون ثبت کنید میخوام کافه رو ببندم
دنیل و ایمی : بله جناب

خلاصه تعطیل شدن وقت رفتن شد...
ایمی :میگم دنیل بازم بابت اون رفتار معذرت..اگه کاری باری داری بگو  برات انجام بدم جبران شه
دنیل: این چه حرفیه خانمی چون یکم ناراحت بودی خواستم کمک کنم که بدتر جند زدم حالا هرچی
اههه....کار که زیاده تو نظرت چیه
ایمی:اولا یبار دیگه بگی خانمی🤬🫥😶‍🌫️.... دوما حداقل یه تعارف کن
دنیل: باشه گوه خوردم یاکوزا خانم بعدم  تعارف چیه این چه حرفیه 😁.....خب راستشو بخوای برا پروژه دانشگاه یه پرونده حقوقی رو باید حل کنم که مربوط به یه قتل تو سه سال پیشه
ولی هر چی میبینم هیچ مظنونی نداره میشه کمک کنیییییییییبیی
خواهش اخه سریع قبلی که تکلیفم نوشتی تنها کسی که نمره گرفت من بودم میدونی چقدر برا رزومه من خوبه  لطفا😭😭😭😭😭😭
ایمی: باشه مرد گنده فقط خسته تر از اونیم که باهات مثل اونسری بیام کتاب خونه یا کلاب اگه میخوای پرونده رو بده برم حل کنم یا نه باهام بیای خونه اونجا حلش کنیم
دنیل راستش و بخوای همون بیام خونت بهتره چون استاد راه حل و حل روش رو میخواد اونجوری اگه ندونم ضایع میشم
ایمی: اعع باشه پس بریم خونه من 😒
خلاصه این دو تا رفتن خونه ایمی

دنیل:وای تاحالا خونه یاکوزا نرفتم یه سوال کاتانا داری😁
ایمی: ببنید
درکل اینا پرونده رو حل کردن یکم استراحت بعدشم چون گشنشون شد پیتزا سفارش دادن
دیلینگگگگگگ
ایمی اع پیتزا اومد
دنیل : نه تو بشین شرلوک هلمز دانا خودم میارمش
..........
پیک : بفرمایید اقا
دنیل: ممنون بابت سفارش
دنیل اومد  که پیتزا رو ببره داخل که یهو پاش رفت رو چیزی کنار صندوق پست و پیتزا ها از دستش افتاد با مخ خورد زمین
البته ایمی با کوسش پیتزا ها رو گرفت
ایمی : بابا یه غذا خواستی بیاری
دنیل در حالی که دستش رو سرش بود اخخخ مگه من مقصر معلوم نبود چی زیر پام بعدشم چرا یه سر به صندوق پستت نمیزنی که اینجوری میشه
بعد اون دیسکی که زیر پاش بود رو برداشت
ایمی: چک کنم چه چی بشه من که کسیو ندارم بهم نامه بده فقط قبض و ابو برقه که اونم با گوشیم پرداخت میکنم حالا چی شد اینو پرسیدی
دنیل: چی شد ... یکی از بسته های شما رفت زیر پام خوردم زمین از الان بگم وکیل ایندم ازت شکایت میکنم ها 😒 بعدشم این بسته مال دو روز پیشه یعنی اگه پامن نمیرفت روش قرار نبود بفهمی همچین چیزی اومده
ایمی: نکشیمون وکیل.. بعدم منظورت چیه من که قرار نبود بسته برام بیاد
دنیل: من چه میدونم پس این چیه
بعد بسته رو نگاه کرد
دنیل: روش نوشته  یو ای... یو ای..🧐 یوووو اییییییی🤯🤯(تازه دوهزاریش افتاد)
دیدگاه ها (۱)

🖤 پارت نوزدهم | گروگانصدای ماشین‌ها نزدیک‌تر می‌شد.جونگکوک د...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁷ویو میکا_____میکا: «چی...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

قاتل گمشده. part ۶

لبخند قاتلپارت²¹ویو سلینتا چند دقیقه پشت پنجره خشک شده بودم....

بخش آخر part 62آلینا اول بلند شد بعدم تهیونگ بلند شد و رفتن ...

بالاخره بعد سالها پارت😎🤣ستاره ای در میان تاریکی فصل ۱پارت ۴۴...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

🐣🐣🐣| #LIVE_YOUTUBEسوال: روش فلیکس برای Slow it Down کردن (آه...

رومان عشق پنهانی (پارت8)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط