بہ سودای تـو مشغولم

بہ سودای تـو مشغولم
زِ غوغاۍ جهــــان فارغ
#وحشی_بافقی
دیدگاه ها (۱)

اگر بگویی بیا برویم شمال از راه جاده هرازمن موهایم را فر می‌...

بگذار، هر ثانیهحال تو خوب باشدبگذار رفتنی ها بروند، و ماندنی...

باران به‌زبان مادری‌ام حرف می‌زند ...به‌زبان گل‌ها ...قایق‌ه...

چقدر حرف برای تو دارم و هر باردر آب و تابِ تماشا توانِ گفتن ...

چہ قشنگ میگہ شاعر:بہ سودا؎ تو مشغولم،ز غوغا؎ جهان فارغ...♥️🖇...

«ز غوغای جهان فارغ😍»

ای ز سودای تو دل شیدا شدهزآتش عشق تو آب ما شدهعاشقان در جست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط