#مثلی_لا_یبایع_مثله

#مثلی_لا_یبایع_مثله
در مسیر پدر
خاطرات کوتاه از شخصیت
امام سید مجتبی حسینی خامنه‌ای


پدر و مادرم گوشه‌ای نشسته بودند و حرف می‌زدند.
طولانی شد. رفتم جلو و قضیه را پرسیدم.
مادرم گفت:
«می‌دانی چه کسی برای خواستگاری آمده؟»
گفتم:
«خب این که طبیعی است!»
گفت:
«اما این بار فرق دارد. خواستگار، پسرِ مقام معظم رهبری است!»
به عنوان برادر زهرا نگران شدم.
روز خواستگاری، زهرا و آقای سیدمجتبی خامنه‌ای توی اتاق نشستند به صحبت کردن. وقتی خواهرم از اتاق بیرون آمد، من پیش حاج‌آقا مجتبی رفتم. کت و شلوار تن داشت. این ماجرا مربوط به سال ۱۳۷۶ است. آن وقت، هنوز معمم نشده بود. احوالپرسی کردیم. دیدم چیزی که در ایشان نیست، روحیه‌ی آقازادگی و تکبر و غرور است. خیلی زود، صحبت‌مان گل کرد و با هم صمیمی شدیم و من نگرانی‌ام به کلی برطرف شد.
ایمان، ساده‌زیستی، تواضع؛ این است راه اهل‌بیت (ع)

#ما_فاتحان_قله_ایم
#امام_شهید_امت
#حوزه_مقاومت_بسیج_حضرت_فاطمه
#شهرستان_شهریار
#استان_تهران
دیدگاه ها (۰)

♨️آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای کیست؟🔹جانباز دو دفاع مقدس🔹امین ...

پارت شصتم | خواستگارییک ماه گذشت...صبح روز خواستگاری، خونه‌ی...

قسمت ۶

★دستبند ما؟!...p²پدرم بعد مکثی لبخند زد و گفت:"پس جواب بده ع...

𝐀 𝐕𝐨𝐰 𝐁𝐞𝐧𝐞𝐚𝐭𝐡 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝐌𝐨𝐨𝐧Season¹PART²(تهیونگ–)(پدر تهیونگ...

جدایی

«زهرا جان… شاید زمین برای ماندنت کوچک بود؛ شاید باید به کارو...

🇮🇷تولید محتوا🇮🇷🇮🇷مجموعه پوستر های بیانیه گام دوم انقلاب 🇮🇷«ا...

🇮🇷تولید محتوا🇮🇷مقام معظم رهبری :مسئله مدیریت فضای مجازی جزو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط