𝕕𝕒𝕣𝕕 𝕖𝕤𝕙

𝕕𝕒𝕣𝕕 𝕖𝕤𝕙
2 𝔭𝔞𝔯𝔱
گفت
جونگ کوک:بیبین بچه جون اگه هر کاری من گفتم نکردی بعد من به تهیونگ میگم سوا عاشقت بعد از دستش میدی (پوزخند)
نفسش روی گوشم حس میکردم بغض کردم و ترسیدم تهیونگ از دست بدم واسه همین صورتم یواش سمت جونگ کوک چرخوندم فاصله صورت مون فقط یه انگشت بود آروم که ترس بغض معلم نشه گفتم
سوا:با.شه فقط ول.م کن تا حر.ف بزن.یم
جونگ کوک گفت
جونگ کوک: همین جوری حرف گوش کن بچه
بعد دست هاشو باز کرده سریع از بغلش اومدم بیرون هنوز کرمی بدنشو حس میکردم رفتم نشستم روی جای قبلیم و گفتم
سوا:قول بده به تهیونگ هچی نمیکی هرکاری بگی میکنم
جونگ کوک:فقط یه مدت نیازت دارم
که گوشی جونگ کوک زنگ خورد جونگ کوک گوشی جواب نداد و گفت
جونگ کوک:بعد بهت نقش رو میگم من میرم
جونگ کوک رفت منم در قفل کردم نشستم پشت در گریه کردم با خودم گفتممن انقدر ضعیفم حنا نمی تونم کسی که دوستش دارم داشته باشم آخه گناه من چیه آیو تهیونگ دوست داره شایدم تهیونگ آیو دوست داشته باشه من فقط می‌خوام تهیونگ خوشحال باشه زدم دوباره زیر گریه بعد به زور پا شدم رفتم بلا توی اتاقم خودم انداختم روی تخت الان بعد دوباره گریه کردم با خودم گفتم یعنی دارم به تهیونگ خیانت میکنم نه من فقط دارم آیو درو میکنم دلم خواد توی بغل تهیونگ باشه واسه همین بالش بغل کردم بعد چند دقیقه سیاهی
( فلش باک فردا صبح ساعت7:42)
با صدای گوشیم بیدار شدم ساعت نگاه کردم خوایم پرید 8باید برم شرکت سریع از تختم اومدم پایین رفتم حموم بعد چند دقیقه از حموم بیرون اومدم سریع لباسم پوشیدم لباس سفید بود با دامنه تا زیر زانو بلا تنم لباسم سفید بود که کت کوتاه تا کمر بود ست بود سریع موهای بلندم که تا زیر کمرم بود سوارش کشیدم بعد موهای موج دارم شونه کردم یه ضد افتاد ریمل با تینت زدم که یهو چشم خورد به زیر چشما دیدم پوف کرده بخاطر گریه دیشب. ساعت نگاه کردم دیدم ساعت7:51 شده سریع رفتم پایین صبح نخورم سریع ماشینم مشکی نزدیک به نقرای بود برداشتم راه افتادم سمت شرکت بعد چند دقیقه. رسیدم بعد ماشینم پارک کردم رفتم داخل شرکت دیدیم هنوز هچکی نیومده ساعت نگاه کردم ساعت5:55 استه خیلی عجله کردم حتما صبحنه خوردم رفتم سر میرم نیشتم میرم مرتبط کردم که برم ها افتاد زیر میز رفتم زیر میز برسون دارم صدا کفش میاد یکی داشت میومد اومد وایسته کنار سندلی آقایی چو سرم بلا بردم دیدیم آقا چو
آقا چو: ااااااااا
دیدیم آقا چو جیق زده گفتم
سوا:آقای چو آروم باشید منم سوا
آقای چو: دختر چطه یهو مثل رو پیدات میشه سکته کردم
منم به شوخی گفتم
سوا: ناسلامتی خیلی پیر شدید(خنده),
آقا چو گفت......

ادامه دارد...

#ولا #آنقدر#غرق #نویشتین #شدم #یادم #رفتم #واسه #پارت۳ #هم #بزارم #کنجکاوی #تون #کنم, #اگه #خوشتون ﷼اومد #بهم #بگید
دیدگاه ها (۰)

#ببخشید #عکس #ها #خوبی #پیدا #نکردم#اخه #پینترسم#خرابه#میلس#...

𝕕𝕒𝕣𝕕 𝕖𝕤𝕙۱ 𝔭𝔞𝔯𝔱روی مبله خونم نشسته بودم داشتم تلویزیون میدم ک...

کاپل/تهیونگ سواشخصیت فعلی/جونگ کوک آیو مانیل ملیس ژانیه/عاشق...

شب تولدم پارت 22ویو ات: از رو تخت بلند شدم و رفتم داخل حموم ...

شب تولدم پارت 17ویو جونگ: داشتم حرف میزدم که با قرار گرفتن ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط