پسر آدمیزاد

پسرِ آدمیزاد
پارت. ۴۵
ویو ا.ت

رفتم بیرون..
جیمین..هم همزمان با من اومد بیرون.
ا.ت: جیمین..جونگهی کجاست؟
جیمین: نمیدونم..
ا.ت: بیا بریم..ببینیم خوبه یا نه.
جیمین: اوکی..

.

.

.

ا.ت: جیمین..چیشد؟
جیمین: همه جارو گشتم..ولی نبود.
ا.ت: منم همینطور..
جیمین:یعنی رفته بیرون..
ا.ت: نه..الان نمیره..حالش خرابه..

جیمین: نکنه..
ا.ت: توهم به همون چیزی که من فکر میکنم فکر میکنی؟
جیمین: اتاق زمرد..

سریع دوییدیم سمت اتاق..
در اتاق رو باز کردیم..
ولی با چیزی که دیدیم..
ته دلمون خالی شد..

اتاق زمردی جاییه که از زمرد نگهداری میشه.
وسط این اتاق بزرگ یه تخت هست..
دور تا دور تخت هم گل های رز به رنگ خون و به رنگ مشکی هستش.

و الان جونگهی رو تخت خوابیده.
شاید فک کنید یه خواب عادیه..
اما وقتی اینجا بخوابی..
دیگه بیدار نمیشی..
تا خودت بخوای

و هروقت جونگهی کم میاره میاد اینجا..
تا برای مدتی بخوابه..
آخرین بار..۳۰ سال پیش بود..
که به مدت یه سال..خوابید.

هرکاری هم کردیم تو اون یه سال بیدار نشد..
و الان هم جونگهی خوابیده..

جیمین داغون بود..
و با دیدن جونگهی داغون تر شد..
فقط بهش زل زده بودم..
که یکدفعه..

ادامه دارد..
لایک:۱۷
کامنت:۷
دوستون دارم عشقا..
دیدگاه ها (۱۵)

آره عزیزم🥲

پسرِ آدمیزادپارت. ۴۶ ( البته فک کنم😂)ویو ا.تبه سمت جونگهی رف...

پسرِ آدمیزادپارت. ۴۴ویو جونگیبا خشم و عصبانیت گفتم.جونگهی: ک...

دلم بغل میخواد..نمیدونم..احساس بدی دارم..الان ساعت ۳:۳۰نصفه ...

ادامه پارت ۱۲

khianat durooghin..۲۱سلام سلام ببخشید دوستان کاور فیکمون تغی...

پارت ۴:(ویو کوک )بیدار شدم دیدم ا/ت مث جوجه ها خوابیده یاد ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط