همچو نی می‌نالم از سودای دل

همچو نی می‌نالم از سودای دل
آتشی در سینه دارم جای دل

من که با هر داغ پیدا ساختم
سوختم از داغ ناپیدای دل

همچنین معجم ۱ نفس آرام نیست
بس که طوفان‌زا بود دریای دل

دل اگر از من گریزد وای من
غم اگر از دل گریزد وا ای دل

ما ز رسوایی بلند آوازه‌ای
نامور شد هرکه شد رسوای دل

خانه مو رفت و منزلگاه بوم آسمان
با همت والای دل

گنج منعم خرمن سیم و زر است
گنج عاشق گوهر یکتای دل

در میان اشک نومیدی رهی
خندم از امیدواری‌های دل
دیدگاه ها (۶)

‌‌‌‌همچو نی می‌نالم از سودای دل،آتشی در سینه دارم جای دل..‌م...

همچو نی می‌نالم از سودای دلآتشی در سینه دارم جای دلمن که با ...

همچو نی می نالم از سودای دلآتشی در سینه دارم جای دلمن که با ...

همچو نی می نالم از سودای دلآتشی در سینه دارم جای دلمن که با ...

همچو نی می نالم از سودای دلآتشی در سینه دارم جای دلمن که با ...

همچو نی می نالم از سودای دلآتشی در سینه دارم جای دلمن که با ...

همچو نی می نالم از سودای دل آتشی در سینه دارم جای دل من که ...

همچو نی می نالم از سودای دلآتشی در سینه دارم جای دلمن که با ...

همچو نی می نالم از سودای دلآتشی در سینه دارم جای دلمن که با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط