Impossible dream-رویای محال
Impossible dream-رویای محال
ep-14
بکهیون قهقه ای زد که قند تو دلم آب شد سهون که تا اون لحظه ساکت بود رو به مری گفت: حالا این چیز که خریدی کاربردش چیه ؟؟
مری:باهاش میرقصی
سهون:اییی چه زشت
دی :حالا چطور میرقصی ؟؟
مری:آهنگ می خوام
من:اوکی الان میزارم
مریم دستمالو بست به باسنش و پشت با وایسا منم آهنگو بخش کردم
تکون بده اووووو....تکون بده....
مریم بت ریتم آهنگ باسنشو تکون میداد
بدنو تکون بده اووو تکون بده
تکون بده بگو بهم تنگ شده واسم بگو دلت
کسی اومد جلو وبگو بره هنرتو به من نشون بده
دیگه نتونستم تحمل پاشتم رفتم وسط و جیغ زدم: ووووووو
همه ی پسرا تو کفتن تو نخ دامنو پیرنتن منم که دنبال جیگرتم تو دلم مونده بود اینو بگم
بکهیونم جو گرفت و پرید وسط بعد اون چانی کای اومدن داشتیم حال میکردیم که سهون دست لوهان گرفت باهم اومدن بعد اونا هم کریسو تاعو و یه پنج دقیقه بعدم سوهو ولیو شیو.چنو دی او.اومدن تقریبا تا ده شب رقصیدیم همه بیحال افتاده بودیم زمین
صدا شکمم در اومد: بچه ها شکمم داره کنسرت زنده احرا میکنه
کریس:مال منم
بکهیون محکم زد رو شکمشو با تحکم رو به شکمش گفت: خفه شو
چن :دلم گوشت می خواد
لوهان رو به منو مریم گفت: شما دخترا بلد نیستید غذا درست کنید
منو مریم یه نگاه بهم کردیم و باهم گفنیم: نه
مریم با بهت بهم نگاه کرد: وا پانی تو مگه بلد نیستی
من:اگه دلتون تخم مرغ سوخته و بی نمک می خواد اره بلدم
صدای اعتراض همه بلند شد لبخندی زدم
حدود یک ساعت از شام خوردنمون میگذره کیونگسو رامن درست کرد ولی لامصب دستپخت داشتا از من که دختری هم بیشتر از دستاش هنر میباره خواننده نیست که هست
آشپز نیست که هست
خانوم نیست که نیست
خلاصه که همه چی تمومه زود تر از من شوهرش میدن خاک تو سرت پانی که جز چهار تا نقاشی هیچ هنر دیگه ای نداره حداقل مری یه چیزایی سرش میشه تو چی
داشتم تو افکارم شنا قورباغه میرفتم که با شنیدن صدای شیومین پریدم بیرون
شیو:میاید حقیقت یا مجازات بازی کنیم
همه مواقفد کردیم
بطری مشروب خالی رو گذاشتن و چرخوندش افتاد رو چانیولو کریس
کریس از چانی پرسید :جرعت یا حقیقت
چان:حقیقت
کریس:تا حالا با بک رابطه داشتی
چانی سریع سرشو به سمت بکی برگردون
بکهیون از خجالت قرمز شده بود
چانی یهو داد زد:ااااااااااا به تو چه
لوهان قه قه بلندی زد (وایییی دلم ریخت)و گفت: تو مسائل ناموسیشون داخلت نکن
یهو منو مریم با پوکیدیم وای خدا یه نگاه به مریم کردم و بلند بلند خندیدم
بکهیون پوکر فیس نگا مون میکرد: چتونه
مریم: به توچه
منم در حالی که از خنده اشک از چشام میمومد گفتم: تو مسائل ناموسیمون دخالت نکن
لوهان با گفتن این حرف به رحمت ایزدی پیوست سهون خودشو رو لوهان انداخته بودو قهقه می زد
همه داشتیم می خندیدیم که شیو چن با نگرانی اومدن: بچه.ها بچه ها بدبخت شدیم
سوهو که انگار از همه نگران تر به نظر میرسید گفت:چی,شده
چن: منیجر داره میاد
همه:چییی
سوهو:اشکال نداره این دوتا رو قایم می کنیم
شیو که تا اون لحظه ساکت بود گفت:اخه مشکل یکی دوتا نیست
سوهان میشه گفت تقریبا داد زد:پس مشکل چیه
چن:وقتی گفت کی اونجاست از دهنم پرید گفتم...
سوهو:چی گفتی
چن:خب گفتم فقط
سوهو داد زد: فقط چی
چن:اکسو m اینجاست
همه: چیییی
+تق تق تق
سوهو :بدبخت شدیم بدویید قایم شید
اکسو کی به اضافه منو مریم رفتیم بالا... طبقه بالا دوتا اتاق داشت
ep-14
بکهیون قهقه ای زد که قند تو دلم آب شد سهون که تا اون لحظه ساکت بود رو به مری گفت: حالا این چیز که خریدی کاربردش چیه ؟؟
مری:باهاش میرقصی
سهون:اییی چه زشت
دی :حالا چطور میرقصی ؟؟
مری:آهنگ می خوام
من:اوکی الان میزارم
مریم دستمالو بست به باسنش و پشت با وایسا منم آهنگو بخش کردم
تکون بده اووووو....تکون بده....
مریم بت ریتم آهنگ باسنشو تکون میداد
بدنو تکون بده اووو تکون بده
تکون بده بگو بهم تنگ شده واسم بگو دلت
کسی اومد جلو وبگو بره هنرتو به من نشون بده
دیگه نتونستم تحمل پاشتم رفتم وسط و جیغ زدم: ووووووو
همه ی پسرا تو کفتن تو نخ دامنو پیرنتن منم که دنبال جیگرتم تو دلم مونده بود اینو بگم
بکهیونم جو گرفت و پرید وسط بعد اون چانی کای اومدن داشتیم حال میکردیم که سهون دست لوهان گرفت باهم اومدن بعد اونا هم کریسو تاعو و یه پنج دقیقه بعدم سوهو ولیو شیو.چنو دی او.اومدن تقریبا تا ده شب رقصیدیم همه بیحال افتاده بودیم زمین
صدا شکمم در اومد: بچه ها شکمم داره کنسرت زنده احرا میکنه
کریس:مال منم
بکهیون محکم زد رو شکمشو با تحکم رو به شکمش گفت: خفه شو
چن :دلم گوشت می خواد
لوهان رو به منو مریم گفت: شما دخترا بلد نیستید غذا درست کنید
منو مریم یه نگاه بهم کردیم و باهم گفنیم: نه
مریم با بهت بهم نگاه کرد: وا پانی تو مگه بلد نیستی
من:اگه دلتون تخم مرغ سوخته و بی نمک می خواد اره بلدم
صدای اعتراض همه بلند شد لبخندی زدم
حدود یک ساعت از شام خوردنمون میگذره کیونگسو رامن درست کرد ولی لامصب دستپخت داشتا از من که دختری هم بیشتر از دستاش هنر میباره خواننده نیست که هست
آشپز نیست که هست
خانوم نیست که نیست
خلاصه که همه چی تمومه زود تر از من شوهرش میدن خاک تو سرت پانی که جز چهار تا نقاشی هیچ هنر دیگه ای نداره حداقل مری یه چیزایی سرش میشه تو چی
داشتم تو افکارم شنا قورباغه میرفتم که با شنیدن صدای شیومین پریدم بیرون
شیو:میاید حقیقت یا مجازات بازی کنیم
همه مواقفد کردیم
بطری مشروب خالی رو گذاشتن و چرخوندش افتاد رو چانیولو کریس
کریس از چانی پرسید :جرعت یا حقیقت
چان:حقیقت
کریس:تا حالا با بک رابطه داشتی
چانی سریع سرشو به سمت بکی برگردون
بکهیون از خجالت قرمز شده بود
چانی یهو داد زد:ااااااااااا به تو چه
لوهان قه قه بلندی زد (وایییی دلم ریخت)و گفت: تو مسائل ناموسیشون داخلت نکن
یهو منو مریم با پوکیدیم وای خدا یه نگاه به مریم کردم و بلند بلند خندیدم
بکهیون پوکر فیس نگا مون میکرد: چتونه
مریم: به توچه
منم در حالی که از خنده اشک از چشام میمومد گفتم: تو مسائل ناموسیمون دخالت نکن
لوهان با گفتن این حرف به رحمت ایزدی پیوست سهون خودشو رو لوهان انداخته بودو قهقه می زد
همه داشتیم می خندیدیم که شیو چن با نگرانی اومدن: بچه.ها بچه ها بدبخت شدیم
سوهو که انگار از همه نگران تر به نظر میرسید گفت:چی,شده
چن: منیجر داره میاد
همه:چییی
سوهو:اشکال نداره این دوتا رو قایم می کنیم
شیو که تا اون لحظه ساکت بود گفت:اخه مشکل یکی دوتا نیست
سوهان میشه گفت تقریبا داد زد:پس مشکل چیه
چن:وقتی گفت کی اونجاست از دهنم پرید گفتم...
سوهو:چی گفتی
چن:خب گفتم فقط
سوهو داد زد: فقط چی
چن:اکسو m اینجاست
همه: چیییی
+تق تق تق
سوهو :بدبخت شدیم بدویید قایم شید
اکسو کی به اضافه منو مریم رفتیم بالا... طبقه بالا دوتا اتاق داشت
- ۶.۶k
- ۲۴ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط