دلم حرف تازه از جنس آفتاب در گوش آفتاب گردان

دلم حرف تازه از جنس آفتاب در گوش آفتاب گردان
بوی سیب از تلاقی دو نگاه
شوق حوا شدن در آغوش گندم
عطر پاک علف از حضور باران
جاده ای عاشق تا
مقصد نور می خواهد
بوسه ای بی هوا در ثانیه ها
گردشی دور تو در ساعت ها
چرخشی مست در پیکر دامن ِ سرخ
بوی پیراهن نه
بوی تنت را می خواهد
تا شرابی بشود هرم نفس ها به حضور
تا هم آغوشی پا
با دل آب از لب رود
مثل شوقی که به پا خیزد
از ابر بر اندام دشت...🌾

# خاصترین



#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

در جوششی از احساس نشان از فصلِ میع...

همه ی آدمهای خوب زندگی یک طرف اما آنکه سکوتت را میفهمدچی...

در چشم‌هایشان که خیره میشویراز تلخی را می بینیکه مدت هاستبار...

پدرم‌،اورا گذشته ایست سزاوار احترام...#خاصترین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط