:

:
هرچه شب نزدیک
کوچه درازتر می شود
و مثل تمام قصه ها
که تا به پایانش می رسد
ازکلاغ
خبری نیست
من از رویای تو
باز می مانم
دیدگاه ها (۱)

تنهاییم راپــرنڪردفقط خلوتم راشڪســـتتنهاتــــــرم ڪرد و رف...

کاش هیچ گذشته ای با هم نداشتیمآنوقت من می توانستمبه تو زنگ ب...

نکند دست کسی،دست تو را لمس کند!کاش این دلهره اینقدردل آزار ن...

خیال قشنگی‌ستاگر منکلید بچرخانمتو از پنجره تابیده باشیو خانه...

و باز هم می‌رسد روزی که بوی کیک و شمع، در کوچه‌باغ خاطراتت م...

یادِ آن, کوچه بن بست قدیمی بخیر !!!که نگاهم جز تو نیفتاد ......

گاهی دلتنگی به جایی می رسد که بهخدا میگویی :می دانم به صلاحم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط