یه روزی خیلی آروم روی دیوار

یه روزی خیلی آروم روی دیوار
نوشتی عشقِ من خدا نگهدار
نوشتی روزِ دیدار به قیامت
نوشتی که تمومه دیگه اینبار
نوشتی، امّا من باور نکردم
خیال کردم دوباره برمیگردی
گذشتی زیر بارون توو شبِ خیس
نگاهی هم به این عاشق نکردی
تمومِ عشقمو بُرد
فقط با یک اشاره
نمک پاشید و خندید
به قلبِ پاره پاره
هنوزم توو شبای سرد پاییز
هنوزم وقتی که بارون می باره
میشینَم پشتِ شیشه شاید اینبار
پشیمون شی و برگردی دوباره
نگاهم خیره میشه مثِ هربار
به اون دَسخطِ خوبت روی دیوار
نوشتی روز دیدار به قیامت
نوشتی عشقِ من خدانگهدار
تمومِ عشقمو بُرد
فقط با یک اشاره
نمک پاشید و خندید
به قلبِ پاره پاره
دیدگاه ها (۷۵)

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟗 🫧🎀𓂃 ࣪˖ ִֶָ «تو اینو یادت مونده ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_3 فصل دوم | قان...

لبخند قاتلپارت²⁷ویو جونگ‌کوکچهار مرد نقاب‌دار...همه مسلح.بدو...

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۵ات ویوصبح با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدمتمام بدن...

چند پارتیپارت ۳لرزشِ خفیفی در دستانِ جونگکوک پیچید، اما نه ا...

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏5●•_ویلیام جیمز موریارتی_هیچ‌ک...

شیسه ترسیده بود. شاید چهره سرد و بی خیالی به خودش می‌گرفت ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط