هستی یکی تک از میان دشت شقایقم. ای فراتر از شقایق

هستی یکی تک از میان دشت شقایقم. ای فراتر از شقایق
زند به مستی بوی زلفانت مرا. ای خوشبو تراز شقایق
می کند مدهوش جمال رخت مرا. ای زیباتر از شقایق
می رباید تعب نگار عریان صورتت. ای لطیف تر از شقایق
بفکندبه بلوا نگاهت مرا. ای معصوم تر از شقایق
هست بسی دلنشین نوازشت همچو نوازش باد. ای همسفر از شقایق
کردم طلب از پروردگار محمد تو را. بدادم چون شقایق از شقایق ..
دیدگاه ها (۱)

وقتی درباره تو حرف می زنمصورتم را دوست دارم ...

من،همان تواَم!فقط کمی نامهربان‌تر...‌

ای دل شکایت‌ها مکن تا نشنود دلدار منای دل نمی‌ترسی مگر از یا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط