"هفت سینم" را چنین زیبا مهیا کرده ام

"هفت سینم" را چنین زیبا مهیا کرده ام
طرح اندام تو را در سفره ام جا کرده ام
سین اول؛ از "سرت"موی پریشان چیده ام
برسرش با باد و باران جنگ ودعواکرده ام
سین دوم؛ "سایبان"طاق ابروی تو را
بین سفره خط نستعلیق زیبا کرده ام
سین سوم؛ "سرمه" از چشمان تو آورده ام
ماه را با چشم زیبای تو رسوا کرده ام
سین چهارم؛ "سیبی"از رخسار گندمگون تو
چیده ام تاهفت سینم را فریبا کرده ام
سین پنجم؛ "سرخی" لبهای شیرین تو را
مثل فرش قرمزی در سفره برپا کرده ام
سین ششم؛ "سوز" دستان تو در دستان من
مثل اینکه در زمستان دست خود "ها" کرده ام
سین هفتم؛ طرح "سیمای" تو را در چشم خود
جذر و مدی داده ام تا شکل دریا کرده ام
لذت "نوروز" امسالم دوچندان گشته است
چونکه با القاب زیبای تو غوغا کرده ام
دیدگاه ها (۵۸)

"هفت سینم" را چنین زیبا مهیا کرده امطرح اندام تو را در سفره ...

"هفت سینم" را چنین زیبا مهیا کرده امطرح اندام تو را در سفره ...

"هفت سینم" را چنین زیبا مهیا کرده امطرح اندام تو را در سفره ...

"هفت سینم" را چنین زیبا مهیا کرده امطرح اندام تو را در سفره ...

"هفت سینم" را چنین زیبا مهیا کرده امطرح اندام تو را در سفره ...

#هفت_سینم را چنیـن ، زیبـا مُهیـا کرده امطـرحِ انـدامِ #تـو ...

هفت سینم راچنین زیبا مهیا کرده امطرح اندام ترا در سفره ام جا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط