قصه عشق یک فرشته.

قصه عشق یک فرشته.
فرشته میون آدم ها بود ولی آدم ها نمی تونستند ببیننش مگر اینکه خودش بخواد.فرشته مشغول زندگی روزمره و کارهایی بود که از طرف خدا براش در نظر گرفته شده بود. ولی روزی عاشق نگاهی شد. عاشق اشک و گریه کردنی.
عاشق نگاه یه آدم.کم کم خودشو به عشقش نشون داد.ولی عشقش نمی دونست که اون یه فرشته است.چون ظاهرش
مثل آدم ها بود و همیشه یه نوع لباس می پوشید. کم کم عشقش هم به اون علاقه مند شدولی این واسه فرشته اصلا خوب نبود.چون عشق نزدیکی میاره و فرشته نمی تونست به عشقش نزدیک بشه یا حتی اونو لمس کنه.
بالاخره فرشته با کسی آشنا شد که قبلا فرشته بوده ولی الان تبدیل به آدم شده.حالا فرشته می تونه تبدیل به آدم بشه ولی باید با جاودانگی خداحافظی کنه. فرشته بین دو راهی عشق و جاودانگی قرار گرفته و باید یک راه را انتخاب کنه.بالاخره تصمیمشو می گیره و عشق را انتخاب می کنه و با جاودانگی تا ابد خداحافظی می کنه.حالا اون تبدیل به آدم شده.به آرزوش رسیده. می تونه عشقش رو در آغوش بگیره.اونو ببوسه و شب رو با اون صبح کنه....
امروز صبح اولین شبی است که اون با عشقش سحر کرده.ولی امروز بدترین روز برای اون هستش چون عشقش در اثر یک تصادف میمیره.حالا فرشته سابق نه عشقشو داره نه جاودانگی را.در دوران فرشتگی دوستی داشت که همیشه همراهش بود.بعد از مرگ عشقش دوستش ظاهر می شه و ازش می پرسه:ارزشش رو داشت؟

فرشته می گه: یک بار بوسیدن او به تمام عمرم می ارزد...
دیدگاه ها (۹)

معبود من برای تو در عاشقانه ترین شکل خود اشک می ریزم، شب ها...

سلام....صبحتون بخیر دوستان♥♥♥

خداوندا کفر نمی گویم به تو اعتماد دارم اما ... این مخل...

پر میکرد یادت، همه حجم خالی فضایم را و خواستنت شیطنت میکرد...

✨فیک جدید✨اسم: دعوت‌نامه‌ی طلاییژانر: لوکس+عاشقانه+مافیاییلی...

سلام استار فازززز یه سورپرایز براتون دارممم حدس بزنید چیه و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط