ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا
خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا

رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا
التفاتی به اسیران بلا نیست ترا

ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست ترا
با اسیر غم خود رحم چرا نیست ترا

فارغ از عاشق غمناک نمی‌باید بود
جان من اینهمه بی باک نمی‌یابد بود

همچو گل چند به روی همه خندان باشی
همره غیر به گلگشت گلستان باشی

هر زمان با دگری دست و گریبان باشی
زان بیندیش که از کرده پشیمان باشی
دیدگاه ها (۳)

درد سنگین , سینه غمگین .. باز هم اشعار ِ عشقمانده ام انگشت ب...

همیشه با دل غمگین و خسته می آییقشنگ من! پر دردی ، شکسته می آ...

مراقب من باش . . از وجود من . . .فقط تو مانده . . .

‍ خوب من!هیچ میدانی بی حضورتکنج.پستوهای غم یخ بسته ام؟با خی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط