سروده ام غزلی از تو عاشقانه گُلم

سروده ام غزلی از تو عاشقانه گُلم
ببین برای تو گفتم چه شاعرانه گُلم

درون خلوت تنهایی خودم این بار
نوشته ام... تو بخوان باز محرمانه گُلم

برای مهر و محبت بهانه لازم نیست
دلم شد عاشق روی تو بی بهانه گُلم

تو خون میان رگ و ریشه ی غزل هستی
تمام حرف دلم هست صادقانه گُلم

تو شاه بیت غزل های من شدی و قلم
به پای نام تو افتاده عاجزانه گُلم
دیدگاه ها (۱)

دلا ، شبها نمی نالی ، به زاری . سر راحت ، به بالین ، می گذار...

کلبه کوچک قلبم تا ابد خانه ی توستاشک من هرشب در خلوت خویش به...

داده ای وعده دیدار و خیابانی نیست !چتر در دست من و بارش بارا...

دزدکی از لای درزِ در نگاهت می کنمبا دو چشم مات و ناباور نگاه...

باید   برای   وصف   تو   تا  کی غزل نوشتوقتی   برای  از  تو ...

رفتنت، آغازِ یک ویرانیِ آرام و بی‌صدا بود؛ شبیه به پاییزِ نا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط