ابرها

ابرها

راه گم کرده اند

وگرنه

کوچه ی بی درخت

باران می خواهد چه کار؟

که تنهایی کبوتری را

تا پشت بی قراری

پنجره ی ما بکشاند

یا غربت لنگه کفشی خیس را

روی سیم های چراغ برق

که هی از بندهایش

اشک می چکد

درخت باران می خواهد چه کار؟

 پنجره باران می خواهد

نگاه خسته باران می خواهد

دلتنگی...

دلتنگی باران می خواهد!!!!!!!!!!!
دیدگاه ها (۱)

چقدر صدای دویدنت از کوچه دور شدهمی ترسم چشم بردارم وتلافی تم...

دست خودم اگر بوددستت را می گرفتممی بردمت جایی که دست هیچکس ب...

دهانمپر از دوست داشتنت بوددَم نزدمتا خودت رازیر درخت زندگی ا...

پنج شنبـــــــــــــــه هاســـــر مـــــزار مـــــــــــنخیـ...

یه تک پارتی از ربندو نوشتممم

# پارت سیزدهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در ...

# پارت چهاردهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط