دل به دریا زده ای

دل به دریا زده ای
پهنه سراب است نرو..
دیدگاه ها (۱)

می‌سوختم و مرا نمی‌دیدیامروز نگاه کن که دودم من

آخر، ای دستهٔ گل، سوسن باغ که شدی؟بی‌تو تاریک نشستم، تو چراغ...

زندگی گر هزار باره بُوَد بار دیگر تو

قند آمیخته با گُل نه علاجِ دلِ ماستبوسه ای چند بر آمیز به دش...

گاه ماهم چون نهنگ خسته ای جا می‌زنیم او به ساحل میزند ما دل...

ما عزادار دل خون جوادیم همهبا دل خون شده مجنون جوادیم همهعرش...

ما عزادار دل خون جوادیم همهبا دل خون شده مجنون جوادیم همهعرش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط