chand Party:وقتی به بغلش وابسته ای ولی.......

chand Party:وقتی به بغلش وابسته ای ولی.......

یونگی:در هر صورت باید بخوری نمیخوام به اموالم اسیبی برسه
هانا: هوفففف یه جوری میگی اموالم انگار یه وسیله ای هستم که هی میگی اموالم اموالم
یونگی: حرف نزن و فقط صبحونت رو بخور

یونگی:دروغ چرا دلم میخواست همین الان تو بغلم بگیرمش و فقط بخوابم این چند روز نتونسته بودم بخوابم و حسابی دلم براش تنگ شده بود ولی باید تنبیه میشد پس.....

هانا: چند تا لقمه رو به زور خوردم واقعا اشتهام کور شده بود منی که وقتی با یونگی هیچ دعوایی نداشتیم عین گاو میوفتادم به جون میز ولی الان ........
دیدگاه ها (۰)

chand Party: وقتی به بغلش وابسته ای ولی......هانا: بلند شدم ...

chand Party: وقتی به بغلش وابسته ای ولی.......یونگی: رفتم سم...

chand Party:وقتی به بغلش وابسته ای ولی......ویو هانا: از دیش...

chand Party:وقتی به بغلش وابسته ای ولی.......هانا: سلام من ه...

وایی پشمام موند خودم ریختم

اسلاید اول لباس هانا دوم تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط