خیلی وقتا برای اینکه صدای خندت بشنوم جونمو هم میدادم

خیلی وقتا برای اینکه صدای خندت بشنوم جونمو هم میدادم...(:
ولی الان برای اینکه صدای گریه هاتو نشنوم دارم جون میدم...(:
دیگه تختای بیمارصتانا طاقت منو ندارن...(:
خیلی وقته که دکترا منو جواب کردن...(:
از موقعی که عوض شدی،دل منم عوضی شد دیگه باهام راه نیومد...(:
شبی نبود ک از غصه تو گریه نکنم...(:
تو بهترین بودی واسه من، هنوزم هستی، اما یه مشکل هست،تو بین منو و اون اونو انتخاب میکنی، چون دلت به عقلت غلبه کرده...(:
تو مث یه دنیا بودی برای من، وقتی کنارم بودی چیزی نمیخاصم...(:
اما الان که کنارم هصتی حص میکنم فقد تنت مال منه...(:
روحتو و عقل و قلبتو دادی رفت...(:
میدونم که با این حرفا ازم میرنجی اما دیگه طاقت دیدن حرفا و گریه و کاراتو ندارم...(:
دیگه طاقت دیدن اینکه اون دارع جای منو میگیره ندارم...😔(: #nfs_nvi3
@nafas_77_11
دیدگاه ها (۱)

@nafas_77_11 #nfs_nvi3

#bi4ary #deltangam@Mohammad.6989@nafas_77_11

#nfs_nvi3

بـُغّْض خفهـ اَمـ کَرد دیگَر صیگآر هَم اَثَر نَدارَد

سناریو درخواستیوقتی خواب میبینی مردن و میری بغلشون گریه میکن...

رمان جونکوک ( عمارت ارباب)

تو کامنتااا به ۷ روش سامورایی ۷۰۰ تیکم کردینن قشنگ پارممم کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط