اجبازی ازدواج

اجبازی ازدواج
P:4
"تیهونگ"
برای اینکه نزدیکش بشم باید عادت کنه با این حرفا و حسودی کنه اینا اره اره وقتی دستم گزاشتم روی پاش ترسید ولی مثل همون قبلا هاست رسیدیم خونه و...
_وایسا
+چرا؟
پیدا شدن رفتم در ماشین رو باز گردم و بغلش کردم میزد به کتفممم
+تهیونگ بزارم زمینننننن
_نه زیبا خفته
+بیشعور نباش تهیونگگگگگگ
اسپنک محکم زدم و صدای آخشو شنیدیم
_ساکت باشه عشقم؟؟مگرنه بدترشو میخوری ها
+تهیونگ ول کن بخاطر من
لبمو بوسید هوففف بلده تیکه تیکه که قلبم اکلیلی بشه رو بلدههه و لبشو گاز گرفتم سرشو برد عقب و ننگاش کردم و یک ابرومو بردم بالا و اونم دوتا ابروش رفت بالا
_جونننن😈
+بی ادب
رفتیم بالا گزاشتمش روی تختش
_این لباسو به پوش با این کفش با این تیپ که برات گزاشتم باشه؟
......
#کمپانی_ویکتور
دیدگاه ها (۰)

اجباری ازدواجP:5"ویو الیزابت"رفتم جموم لباسمو پوشیدم و رفتم ...

اجباری ازدواجP:3 "ویو الیزابت"تمام شد رفتیم تو ماشین و تهیون...

اجباری ازدواجP:2"ویو ویلیام"شوهری که تو فکر بود اون هنوز الی...

زندگی دوبارا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط