از زبان خاله ام؛

از زبان خاله ام؛
وقتی برای آخرین بار میرفت گفت
برای ۲۱ ماه رمضان همه ی خانواده را افطار دعوت کن من برمی گردم
۲۱ رمضان وقتی همه را دعوت کردم با معصومه و علی اکبر آمد اما در تابوت
.
عکس ۲ ؛
شهید سید علی اکبر حسینی(دایی ام)
بر بالین شهید علی اکبر درویشی (شوهر خاله ام)
عملیات رمضان
دیدگاه ها (۰)

امروز سالروز شهادت سید حسین بدرالدین الحوثیسر دادن شعار «صرخ...

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع) (قسمت دوم)

زندگینامه شهید محمد زیارتی_تنگستان _بندرخورشهاب

سردار شهید مهدی زین‌الدین از برجسته‌ترین فرماندهان دوران دفا...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

قصه یازدهم: محمد بن ابیبکر

امام خمینی را در خواب دیدم که دوبار به من گفت: تو یوسف می‌شو...

یکم آذر ۱۳۴۷ در روستای شیخ‌حسن از توابع شهر کرج به دنیا آمد،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط