‌ زنی که حرفهایش را

‌ زنی که حرفهایش را
به موهایش سنجاق می کند ...
نگرانی هایش را به ناخن هایش
رنگ می زند ...
آرزوهایش را 
به عروسک هایش می گوید ...
و گاه و بی گاه 
نگرانِ عدد شناسنامه اش می شود ...
دیوانه نیست 
اما کم دارد ...
چیزی به نام عشق
در کیفش 
کم دارد ...
دیدگاه ها (۱)

در من زنانی جمعندزنی فلسفه می بافدزنی ژاکتو آن دیگری رویادر ...

زن ها را باید آهسته در آغوش ڪشیدآن ها در زندگی آنقدر براے رس...

‌ قلب زن است که جهان را به چرخش در می آوردزن ها در هر اندازه...

سناریو

او زنی است که برای التیام روحش، به دست هیچ‌کس چشم ندوخته است...

#حکایت_قدیمی در شهری قدیمی، نعل‌بندی بود که همه او را استاد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط