اِمْشَبْ میزَنَمْ به سَلامَتیِه‌ْ اونْ لٰامَصَبی کِه اَز

اِمْشَبْ میزَنَمْ به سَلامَتیِه‌ْ اونْ لٰامَصَبی کِه اَز زِنْدِگیمْ رفتْ...امٰا هَنوزْ اَزْ اینْ دِلِ لَعْنَتی نَرَفْتِه.....!!!!
به سَلٰامَتی اونیکِه تا بودْ ؛ اُمیدْ بود ... نَفَسْ بود ... آرامِشْ بود ... رویٰا بود ... وَلی خٰاطِرہْ شُد ... بُغْضْ شُد ... دَرْدْ شُد ... کابوسْ شُد ... به سَلامَتِیهْ کَسی که عٰادَتْ کَردَمْ به نَبودِنِشْ، وَلی بٰازْ دِلَمْ بودَنِشْ رو میخوٰاد.....
.
سَلامَتی اونی کِہ الانْ بِدونِ مَنْ خوشِهْ وَ حَتٰی دیگَه اسممْ یٰادِشْ نیست.. سَلامَتی مُخٰاطِبی کِه دیگِهْ خٰاصْ نیستْ چونْ مٰالْ مَنْ نیست...
دیدگاه ها (۱)

## فصل سوم: سکوتِ پیش از انفجارمسیر رسیدن به خانه، مثل یک کا...

پرنسس کوچولوی دروغگو p1

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

اِمْشَبْ میزَنَمْ به سَلامَتیِه‌ْ اونْ لٰامَصَبی کِه اَز زِن...

امشب میزنم به سلامتیه اونی ک از زندگیم رفت... اما ه...

امشب میزنم به سلامتیه اون لامصبی که از زندگیم رفت... ...

امشب میزنم به سلامتیه اون لامصبی کهاززندگیم رفت.........اماه...

امشب زدم به سلامتیه اون لامصبی که از زندگیم رفت... ...

امشب ميزنم به سلامتيه اون لامصبي که از زندگيم رفت... اما هنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط