دل بردی و دل بردنت را دوست دارم

دل بردی و دل بردنت را دوست دارم
رو راست!من عطر تنت را دوست دارم

در پیش صدها باغ گل تنهای تنها
گلهای روی دامنت را دوست دارم

هستم زلیخایی و خلوت دوست,به به
من چنگ بر پیراهنت را دوست دارم

صدها هزاران شرط داری و قبول است
آخر ولیکن لیکنت را دوست دارم

من ضربه ها خوردم نشستم تاکه در خاک
اما به هر ضربه,فنت را دوست دارم

جان میدهم با شوق,گفتی: جان بده!جااااان!
چون دیدن جان کندنت را دوست دارم

جانم به لب میآید اینجا,خوش به حالت
ای نوش جااااان! خندیدنت را دوست دارم
دیدگاه ها (۱)

بگذار قیامت بکنم چند دقیقهبا بغض، نگاهت بکنم چند دقیقهیک عم...

میگویند : مرغیست به نام « آمـیــن » !مرغی آسمانی ؛در بلندتری...

یک شمع تو روشن کن، پروانه شدن با منمِی از من و ساقی تو، پیما...

تمام تو برای من؛تمام من فدای تو..چه عشق عادلانه ای برای من ب...

دل بردی و دل بردنت را دوست دارمرو راست!من عطر تنت را دوست دا...

دل بردی و دل بردنت را دوست دارمرو راست!من عطر تنت را دوست دا...

دل بردی و دل بردنت را دوست دارمرو راست!من عطر تنت را دوست دا...

دل بردی و دل بردنت را دوست دارمرو راست!من عطر تنت را دوست دا...

دل بردی و دل بردنت را دوست دارمرو راست!من عطر تنت را دوست دا...

‌ دل بردے و دل بردنت را دوست دارمرو راست ! من عطر تنت را دوس...

‌ دل بردے و دل بردنت را دوست دارمرو راست ! من عطر تنت را دوس...

‌ دل بردے و دل بردنت را دوست دارمرو راست ! من عطر تنت را دوس...

دل بردے و دل بردنت را دوست دارمرو راست ! من عطر تنت را دوست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط