پارت ۳۶
پارت ۳۶
قلب سیاه
قطع میشه......
همه با دستشون جلوی دهنشون رو گرفته بودن.
کوک: سوهو!!!
سوهو به صورت ا/ت چک زده بود که ا/ت رو از این حالت در بیاره.
کوک: حق نداری دست روش بلند کنی!!! *کوک با خشمگینی و ناراحتی می گفت و بعد سوهو اونجارو ترک کرد ولی ا/ت همون حالت بود و هیچ واکنشی نشون نمی داد انگار همه چی براش خنثی بود*
دو سال بعد..... (بچه ها چون دوست نداشتم زیاد داستان غمگین باشه برای همین همینجا ازش تموم می کنم)
دو سال از مرگ مینجی می گذره و ا/ت به خود قبلیش بر می گرده ولی ممکنه موقع هایی بره تو اتاق خالی مینجی بخوابه و لباس و عروسکاشو تو بغلش بگیره و بوشون کنه.
ا/ت و کوک و سوهو اومده بودن جزیره ججو باهم می خندیدن، غذاهای جدید امتحان می کردن و کلی خوش می گذروندن.
شب بود.....
یه اتیش روشن کرده بودن و پتو رو دور خودشون پیچونده بودن و با یه لیوان چای/ قهوه و سوهو هم گیتار می زد و باهم کلی اهنگ خوندن، ستاره ها توی اسمون می درخشیدن.
ا/ت: حالا نوبت منه...من می خوام بخونم.
ا/ت گیتار رو گرفت و شروع به زدن کرد (ا/ت و سوهو از بچگی باهم رفته بودن کلاس گیتار و یاد گرفته بودن) و همراهش می خوند، (اهنگ stay از بلک پینک رو تصور کنید).
بعد از چند ساعت....
سوهو: ا/ت میشه یه سوال ازت بپرسم...و بدون اینکه سرزنشم کنی؟
کوک با تعجب نگاه می کرد.
ا/ت: باش...بپرس...
سوهو: یادت میاد چند سال پیش...
قلب سیاه
قطع میشه......
همه با دستشون جلوی دهنشون رو گرفته بودن.
کوک: سوهو!!!
سوهو به صورت ا/ت چک زده بود که ا/ت رو از این حالت در بیاره.
کوک: حق نداری دست روش بلند کنی!!! *کوک با خشمگینی و ناراحتی می گفت و بعد سوهو اونجارو ترک کرد ولی ا/ت همون حالت بود و هیچ واکنشی نشون نمی داد انگار همه چی براش خنثی بود*
دو سال بعد..... (بچه ها چون دوست نداشتم زیاد داستان غمگین باشه برای همین همینجا ازش تموم می کنم)
دو سال از مرگ مینجی می گذره و ا/ت به خود قبلیش بر می گرده ولی ممکنه موقع هایی بره تو اتاق خالی مینجی بخوابه و لباس و عروسکاشو تو بغلش بگیره و بوشون کنه.
ا/ت و کوک و سوهو اومده بودن جزیره ججو باهم می خندیدن، غذاهای جدید امتحان می کردن و کلی خوش می گذروندن.
شب بود.....
یه اتیش روشن کرده بودن و پتو رو دور خودشون پیچونده بودن و با یه لیوان چای/ قهوه و سوهو هم گیتار می زد و باهم کلی اهنگ خوندن، ستاره ها توی اسمون می درخشیدن.
ا/ت: حالا نوبت منه...من می خوام بخونم.
ا/ت گیتار رو گرفت و شروع به زدن کرد (ا/ت و سوهو از بچگی باهم رفته بودن کلاس گیتار و یاد گرفته بودن) و همراهش می خوند، (اهنگ stay از بلک پینک رو تصور کنید).
بعد از چند ساعت....
سوهو: ا/ت میشه یه سوال ازت بپرسم...و بدون اینکه سرزنشم کنی؟
کوک با تعجب نگاه می کرد.
ا/ت: باش...بپرس...
سوهو: یادت میاد چند سال پیش...
- ۱۵.۵k
- ۲۵ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط