بهش گفتم من مَسْخ توام. هاج و واج با چشمای گرد شده زل زد

بهش گفتم من مَسْخ توام. هاج و واج با چشمای گرد شده زل زد بهم و با زبون بی زبونی ازم توضیح بیشتر خواست. گفتم مَسْخ یعنی اونقدر تو وجود کسی یا چیزی غرق بشی که اراده انجام کاری رو به میل خودت نداشته باشی، که یادت بره خودت هم وجود داری..
دیدگاه ها (۱)

#بخونیم حتما« یه آرزو کن »همیشه وقتی می خواستم چیزی رو آرزو ...

#بخونیم حتمااولین باری که دلت میشکنه ، اولین باری که یه تلخی...

مثل یک پنجرهء رو به دریایی، مگر میشود از دیدنت سیر شد؟

‏ما همونایی هستیم که وقتی یکی دلش میگیره داوطلب میشیم میگیم ...

تگش کن..

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟒𝟏سرشو بلند کرد و با معن...

مافیای روانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط