خونه‌ی سه شیطون

خونه‌ی سه شیطون

پارت ۳ — مهمون ناخونده

جونگکوک در رو باز کرد.

پسری هم‌سن‌وسال خودش جلوی در ایستاده بود و یک جعبه‌ی بزرگ دستش داشت.

جونگکوک چند لحظه نگاهش کرد.

ـ تو اینجا چی کار می‌کنی؟

پسر لبخند زد.

ـ سلام به تو هم، داداش.

رها از پشت سر جونگکوک سرک کشید.

ـ کیه؟

جونگکوک با کلافگی گفت:

ـ دوست قدیمیمه. «مینهو».

مینهو جعبه رو بالا گرفت.

ـ مامانم گفته اینو بهتون برسونم.

آ.ت جلو اومد.

ـ سلام، خوش اومدی.

مینهو لبخند زد.

ـ سلام آ.ت. بالاخره از نزدیک دیدمت.

جونگکوک سریع گفت:

ـ خب دیدی. حالا خداحافظ.

مینهو خندید.

ـ هنوز که نیومدم داخل!

رها در رو کامل باز کرد.

ـ بیا تو.

جونگکوک برگشت.

ـ رها!

ـ چیه؟

ـ چرا دعوتش کردی؟

ـ چون مهمونه.

ـ اینجا خونه‌ی منه.

رها:

ـ خونه‌ی منه هم هست.

آ.ت:

ـ مال منم هست.

جونگکوک چند ثانیه ساکت موند.

ـ خب... سه نفر علیه یک نفر.

مینهو خندید و وارد شد.

ـ هنوز هم همونی جونگکوک. همیشه فکر می‌کنی رئیس جمعی.

رها سریع گفت:

ـ نه، اینجا من و آ.ت رئیسیم.

آ.ت سر تکون داد.

ـ کاملاً.

جونگکوک زیر لب گفت:

ـ من به این خونه اعتراض دارم.

مینهو جعبه رو روی میز گذاشت.

ـ راستی یه چیز دیگه هم هست.

همه نگاهش کردن.

ـ چی؟

مینهو در جعبه رو باز کرد.

داخلش پر از خوراکی بود.

چشم‌های رها برق زد.

ـ وای...

جونگکوک سریع جعبه رو برداشت.

ـ اینا مال منه.

رها:

ـ چرا؟

ـ چون مهمون من آورده.

آ.ت:

ـ مهمون برای همه آورده.

جونگکوک:

ـ از کجا معلوم؟

مینهو خندید.

ـ راستش...

جونگکوک برگشت سمتش.

ـ راستش چی؟

مینهو گفت:

ـ مامانم گفت اینا مخصوص رهاست.

جونگکوک جعبه رو آرام گذاشت روی میز.

رها با افتخار دست به سینه شد.

ـ شنیدی؟

جونگکوک:

ـ خیانت بود.

رها یک بسته چیپس برداشت.

ـ زندگی همینه داداش.

آ.ت هم یک شکلات برداشت.

ـ مخصوصاً وقتی با دو تا شیطون زندگی کنی.

مینهو روی مبل نشست و با خنده گفت:

ـ حس می‌کنم اینجا قراره خیلی خوش بگذره.

جونگکوک به سه نفر نگاه کرد.

ـ من حس می‌کنم قراره خیلی بدبخت بشم.

رها لبخند زد.

ـ تازه هنوز نقشه‌ی امروزمو بهت نگفتم.

جونگکوک خشکش زد.

ـ چه نقشه‌ای؟

رها چیزی نگفت.

فقط به آ.ت نگاه کرد.

آ.ت هم لبخند زد.

جونگکوک آرام گفت:

ـ وای نه...

و این بار، حتی مینهو هم فهمید که قرار نیست امروز برای جونگکوک روز آرامی باشه.
دیدگاه ها (۰)

خونه‌ی سه شیطونپارت ۴ — نقشه‌ی رهاجونگکوک از صبح یک لحظه هم ...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۵ — انتقام جونگکوکجونگکوک کنترل تلویزیون...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۲ — عملیات پس گرفتن وای‌فایجونگکوک پنج د...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱ — قانون اول: به جونگکوک اعتماد نکن!ساع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط