گفته بودم شعر بی شعر امشب اما یاد او

گفته‌ بودم شعر بی شعر ،امشب امّا یاد او

باز دارد کاغذ و خودکار دستم می‌دهد

#سعید_سلیمان_پور
دیدگاه ها (۱)

خدایاسرآغازصبحم رابایادونام تومیگشایم پنجره های قلبمراخالصان...

گیسوانت ریخته نظم خیابان را بهمآمدی گردش کنی یاکودتای مخملی ...

دوش آرزوی خـواب خـوشم بـود یک زمـانامشب نظر به روی تو از خوا...

وای منم یکبار دستم را کاغذ برید خیلی وحشتناک می سوخت

این شعر #مهدی_اخوان‌_ثالث خیلی غمگینو عاشقانه‌ست؛ ببینید چی ...

پارت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط