شب آرزوها مجددا آغاز شد و من تنها در حسرت یک ارزو مانده ا

شب آرزوها مجددا آغاز شد و من تنها در حسرت یک ارزو مانده ام
آرزویی که سال هاست در پی اش سختی های فراوان کشیده ام
شب ها بی خوابی،روز ها بی قراری،هفته های تکراری،سوخته ام
خدایا در این شب پر از احساس و آرزو با گوشه چشمی به این دلم
و با تمام خوبی ها و بخشندگی ها و مهربانی هایت پرده دلم را بگشاء
دیدگاه ها (۲)

عید ها یکی پس از دیگری سپری میشوند شاید بیشترین نشانه اش گذش...

داییک بلند به‌ژنا له سه‌ر چئ‌نگئ چیانێئازێز داییکێ، غه‌ریب...

لِیْلِی مِن تونی تا وِ رویِ مَردَنْ لیلی من تویی تا مردن ده...

از هان بنویسسسس عاشقانه#درخواستی «لب های عسلی» ***سه روز میگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط