Prt16

Prt16
♤:خب آبجی چیشد طلاق گرفتین
-:ازش طلاق گرفتم تازه بچه رو گرفتم
♤:کار خوبی کردی بچه رو گرفتی بچه به این خوشگلی رو می خواستی بگیری
-:گرفتم تازه
♤:تازه چی؟
-:مدیر عامل یک شرکت بزرگ و قوی شدم
♤: عالیه که خب از کی باید شروع کنی
-:از فردا ولی نمی دونم سولی رو چیکارکنم
♤:پس آبجی من اینجا چیکارم
-:اخه تو اذیت میشی
♤:چه اذیتی بابا من الان از خدامه از این بچه مراقبت کنم
-:مرسی ابجی ولی الان من مدیر عامل یک شرکت شدم
♤:خیلی خوبه
-:اره میدونم
=:😭😭😭
-:بیا اینجا مامانت رو از صبح تا عصر ندیدی ،چیشده مامان ،قیلیلی قیلیلی(از این بهتر تو ذهنم نرفت)
=:😄😄😄
ویو کوک
وقتی طلاق گرفتیم رفتم هیون جی رو کشتم داخل خونم بودم و تو اتاق کارم بودم
(بچه ها یکی از بادیگار کوک اینه$)
$:قربان
+:هوم چیه؟
$:قربان فردا قرار داد با یک شرکت دارید
+:هوم باشه ولی ساعت چند؟
$:۱۲ ظهر
+:اوکیه
شب
ویو ا.ت
رفتم دست و صورتمو شستم و شیشه شیر سولی رو درست کردم و اومدم شیشه رو دادم و سولی خیلی سریع خوابش برد و گذاشتمش رو تختش ابجیم داشت فیلم ترسناک رو آماده می کرد که با هم ببینیم
♤:ابجی بیا فیلم رو انتخاب کردم
-:چه فیلمیه چرا این ۲ ساعته
♤:خوبه حداقل سرمون گرم میشه
-:اوکی ببینیم
۲ ساعت بعد
ویو ا.ت
فیلمه خیلی ترسناک بود از نظر خواهرم چون من از فیلم ترسناک نمی ترسیدم(به به چه شیر زنی) منو و ابجیم کنار هم روی یک تخت می خوابیم
فردا
ویو ا.ت
صبح ساعت ۴ بیدار شدم چون باید ۵ اونجا باشم رفتم دست و صورتمو شستم و لباسم رو پوشیدم و رفتم صبحانه برای ابجیم درست کردم ابجیم اومد تو اشپز خونه
♤: ابجی داری صبحونه درست میکنی
-:اره پنکیک درست می کنم
=:😭😭😭
-:عه سولی بیدار شد
♤:من میارمش
-:مرسی منم میز رو اماده می کنم
=😭😭😭😭
♤:خیلی خوب بابا اومدم
-:میز که چیندم شیشه رو درست کردم فقط باید بیان تا غذا بخورن و من برم
♤:ما اومدیم بفرمایید اینم از سولی خانم
-:مرسی بیا مامان شیشه
=:🤗🤗🤗
=:عام عام عام(چیزیربه ذهنم خطور نکرد)
-:خب خوشمزه هست
♤:عالیه تو برو سرکارت من ظرفارو میشورم
-:مرسی ابجی بیا بغلم و یک ماچ برای دختر قشنگم ماچ
=:💗💗💗
ویو ا.ت
سوار ماشینم شدم و رفتم فقط ۵ دقیقه راه بود رسیدم همه برای من تعظیم میکردن و رسیدم دفترم و منشی سریع اومد (منشی اینه#)
#:خانم امروز قرارداد دارید اینم از اطلاعات
-:ممنون ها این جونگ کوکه
دیدگاه ها (۲)

Prt17#:بله ؟-:عااااا هیچی خب کی میان#:۳۰ دقیقه ی دیگه -:اها ...

سلام به بیبی ها ی خودم🌈گفتم از اکیپم براتون بفرستم عکساشون 🦋...

Prt15-:خیلی ممنون اقای دکتر÷:خواهش میکنم+:خب کی می تونه ا.ت ...

سلام به بیبی های خودماومد یک سلامی عرض کنم و برم پارت ها رو ...

مجسمه خونی p2

part 3طراحی برای انتقام

ویو ا. تصبح با دل درد شدیدی از خواب بیدار شدم زیر پام پر از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط