آنقدر نوشتم خداحافظ‌جا نشد😂

آنقدر نوشتم خداحافظ‌جا نشد😂
پارت ۴ فیک کوک

فردا صبح
ویو جیا
خب بریم سراغ آهنگمون
. بچه ها جیا هر هفته اهنگ سولو میده.
وقتی‌نوشت با‌خودش‌گفت سوژه هیت دادنا شد ولی عب نداره انقدر شیپ کنید تا بپوسید

وقتی ساعت رو‌نگاه کرد ساعت ۶ بود
عر برم حاضر شممم
وقتی‌حاضر شد به آدرسی که آقا ی‌جئون . چ رسمی😂. دادن رفت
ویو نویسنده😁
وقتی رسید اون هم اونجا بود سلام کرد و نشست
و آب طالبی سفارش داد . خدا خفه نکنی‌خودت. .
و کوک هم شیر‌موز سفارش داد
ویو کوک .
خیلی استرس دارم الان چی بگم
+خب اقای‌جونگ لطفا کارتون رو بگید
_خب راستش‌..
من خیلی شما رو دوست دارم و میخوام با شما رابطه داشته باشم
ویو کوک وای این‌چ حرفی بود زدم
ویو جیا
وقتی اون حرف رو زد. خیلی‌ناراحت شدم نه اینکه گف دوست دارم از اینکه گفت میخوام رابطه داشته باسم
.از اون رابطه ها😂.
اشک ت. چشام جمع شد و همونجوری داشتم میرفتم ک یهو سیاهی‌
ویو نویسنده
جیا همینجوری داشت میرفت و گوشیم جا‌ گذاشت و کوک هم همش داشت صداش‌میزد‌ک یهو ی ماشین ب جیا زد و اون پرت شد اونور و یه موتورم از روش رد شد .عرررر.
ویو کوک
همیت ک اون صحنه رو دیدم تندتر دویدم و رفتم پیشش همه جاش‌خونی بود همه دورمون جمع شدن و هی میگفتن عه اون‌جیاعه همون خواننده معروفه عه اینم ک جونگ کوکه عه بنظرت چیده وو یه مشت شر و ور سریع بردمش بیمارستان و همون‌موقع اعضا بلک تی اس .مخلوط بلک پین‌ و بی تی‌اس 😂. سر رسیدند
÷تو با دوستم چیکار کردی. عصبی و نگران .
_من الان نمیتونم توضیح بدم فقط میدونم حالش خیلی بده
=شما بهش زدید
_نه
×* الان کجاست
_اونجا


خمارییی
شرط فعلا کامنت
۲۰ عدد کامنت😂😅
بزارید نامردا
دیدگاه ها (۸)

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۱۳ | «فقط یه چیز می‌خریم!»...

The unwanted Roommate __________________________ویو پارک یور...

مهمونی خطرناک پارت= 5 ویو جونگ کوک:از اینکه ات با کسی برقصه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط