Part
Part 2
وقتی غیرتی میشه
کلاس حدود ۲ یا ۳ دیقه دیگه تموم میشود و استرس من بیشتر میشد .۲ دیقه بعد زنگ زده شد و با فشار چشامو روهم گذاشتم که پرفسور از کلاس خارج شد که صداس پرت شدن صندل اومد سریع چشامو باز کردم که دیدم دراکو رفته بالاسر اون پسره _ مرتیکه هول داشتی وسط کلاس چه گوهی میخوردی پسره:من فقط چشمم بهش خورد عمدی نبود_ چشات گوه خورد چشات رو از جاش درمیارم که یه بار دیگه بهش نخوره از یقه ی پسره گرفت و بلندش کرد یه مشت تو صورتش خالی کرد +دراکو (با داد) ولش کن _ا/ت برو کنار +دراکو ولش کن بیا بریم که یه مشت دیگه تو صورت پسره زد اومد در گوشت و خیلی آروم گفت _ برو تو اتاقم منتظر باش یکم دیگه میام +دراکو _ششش پرنسس برو میدونستم اگه بیشتر عصابینیش کنم بدتر میشه پس مجبور شدم برم نزدیک در متئو رو دیدم +متئو متئو:بلع ا/ت +لطفا پیش دراکو باش نزار کاری با پسره داشته باشه متئو: باشه حواسم هست رفتم سمت اتاق دراکو حدود ۱۵ دیقه بعد در باز شد و دراکو با صورت عصبی وارد اتاقش شد از روی تخت پاشدم رفتم سمتش تا بتونم آرومش کنم زیاد عصبی نباشه +دراکو _دراکو چی؟ میخای چیو توضیح بدی اینکه این دامنه پوشیدی تا تو چشم همه باشی+دراکو من فقط..... انگشتشو گذاشت رو لبم که باعث متوقف شدن حرفم شد _بیب دیگه واسه توضیح دادن خیلی دیره بلندم بلندم کرد گذاشت رو تخت +دراکو تو قول دادی_چه قولی؟ +خودت گفتی دیگه باهم ... از چونم گرفت و سرمو آورد بالا _ما که قبلا این کارو انجام دادیم+ولی تو گفتی دیگه بهم دست نمیزنی _این تنبیه دختر کوچولو و تو نمیتونی اعتراض کنی روم خیمه زد ....
(عشقام ببخشید بابت تاخیر اینم پارت ۲ منتظر پارت بعدی باشید درخواست هاتون یادتون نرع)
وقتی غیرتی میشه
کلاس حدود ۲ یا ۳ دیقه دیگه تموم میشود و استرس من بیشتر میشد .۲ دیقه بعد زنگ زده شد و با فشار چشامو روهم گذاشتم که پرفسور از کلاس خارج شد که صداس پرت شدن صندل اومد سریع چشامو باز کردم که دیدم دراکو رفته بالاسر اون پسره _ مرتیکه هول داشتی وسط کلاس چه گوهی میخوردی پسره:من فقط چشمم بهش خورد عمدی نبود_ چشات گوه خورد چشات رو از جاش درمیارم که یه بار دیگه بهش نخوره از یقه ی پسره گرفت و بلندش کرد یه مشت تو صورتش خالی کرد +دراکو (با داد) ولش کن _ا/ت برو کنار +دراکو ولش کن بیا بریم که یه مشت دیگه تو صورت پسره زد اومد در گوشت و خیلی آروم گفت _ برو تو اتاقم منتظر باش یکم دیگه میام +دراکو _ششش پرنسس برو میدونستم اگه بیشتر عصابینیش کنم بدتر میشه پس مجبور شدم برم نزدیک در متئو رو دیدم +متئو متئو:بلع ا/ت +لطفا پیش دراکو باش نزار کاری با پسره داشته باشه متئو: باشه حواسم هست رفتم سمت اتاق دراکو حدود ۱۵ دیقه بعد در باز شد و دراکو با صورت عصبی وارد اتاقش شد از روی تخت پاشدم رفتم سمتش تا بتونم آرومش کنم زیاد عصبی نباشه +دراکو _دراکو چی؟ میخای چیو توضیح بدی اینکه این دامنه پوشیدی تا تو چشم همه باشی+دراکو من فقط..... انگشتشو گذاشت رو لبم که باعث متوقف شدن حرفم شد _بیب دیگه واسه توضیح دادن خیلی دیره بلندم بلندم کرد گذاشت رو تخت +دراکو تو قول دادی_چه قولی؟ +خودت گفتی دیگه باهم ... از چونم گرفت و سرمو آورد بالا _ما که قبلا این کارو انجام دادیم+ولی تو گفتی دیگه بهم دست نمیزنی _این تنبیه دختر کوچولو و تو نمیتونی اعتراض کنی روم خیمه زد ....
(عشقام ببخشید بابت تاخیر اینم پارت ۲ منتظر پارت بعدی باشید درخواست هاتون یادتون نرع)
- ۳.۵k
- ۲۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط