سناریو(درخواستی):
سناریو(درخواستی):
وقتی از شدت خستگی درس رو میز تحریر خوابت میبره اونا تو رو می بینن :
نامجون: بهت گفتم درس بخون ولی نه اینکه انقد به خودت سخت بگیری
جین: حتما کلی خسته هست (میذارتت رو تخت و بعد میره برات یه چیز خوشمزه درست میکنه)
شوگا: (میاد و بغلت میکنه میذارتت رو تخت و خودشم کنارت لالا میکنه)
جیهوپ : درسته خیلی داری سختی میکشی اما مطمئنم یه روز میای موفق میشی
جیمین : (بعد از اینکه بیدار شدی بهت میگه آماده بشی هرجا دوست داشتی برید)«به عنوان جایزه حساب کن ولی به تو نگفته برای چی»
تهیونگ: میگم چرا خونه آرومه نگو این فرشته کوچولو من از شدت درس خواندن زیاد خوابش برده
جونگ کوک: (برآید بغلت میکنه و میذارتت رو تخت و نازت میکنه) زیاد به خودت سخت نگیر
نظرتون و حتما بگید نانای ها#سناریو#نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#جیمین#تهیونگ#جونگ کوک#یونگی#وی
وقتی از شدت خستگی درس رو میز تحریر خوابت میبره اونا تو رو می بینن :
نامجون: بهت گفتم درس بخون ولی نه اینکه انقد به خودت سخت بگیری
جین: حتما کلی خسته هست (میذارتت رو تخت و بعد میره برات یه چیز خوشمزه درست میکنه)
شوگا: (میاد و بغلت میکنه میذارتت رو تخت و خودشم کنارت لالا میکنه)
جیهوپ : درسته خیلی داری سختی میکشی اما مطمئنم یه روز میای موفق میشی
جیمین : (بعد از اینکه بیدار شدی بهت میگه آماده بشی هرجا دوست داشتی برید)«به عنوان جایزه حساب کن ولی به تو نگفته برای چی»
تهیونگ: میگم چرا خونه آرومه نگو این فرشته کوچولو من از شدت درس خواندن زیاد خوابش برده
جونگ کوک: (برآید بغلت میکنه و میذارتت رو تخت و نازت میکنه) زیاد به خودت سخت نگیر
نظرتون و حتما بگید نانای ها#سناریو#نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#جیمین#تهیونگ#جونگ کوک#یونگی#وی
- ۴۵۷
- ۰۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط