ته ویو =

ته ویو =
(به صورت ات نگاه کرد )
این دختره کیه مگه این هانا نبود
فهمیدم بخاطر مستیم با هانا اشتاه کرفتمش
+ بیخیال اجوما فعلا برو ی کاری کن بهوش بیاد
اجوما :چشم ارباب
.................صبح روز بعد
ات ویو =
با سردرد بدی بیدار شدم تمام بدنم درد میکرد با به یاد اوردن دیشب اشک تو چشام جمع شد
اینا کی بودن چرا منو اوردن اینجا
روفتم سمت در و بهش میکوبیدم
_این درو باز کنید
_شما کی هستین
_من باید برم ....
_هققق لطفا
اما کسی از اونور در بهم جوابی نداد
که نگاهم به پنجره افتاد رفتم سمتش
ایش لعنتی خیلی ارتفاع داره اگه بپرم حتما میمیرم و دوباره شروع کردم به داد زدن


ته ویو =
+ مگه شما حقوق نمیگیرین ها چرا اون مینهو عوضی باید جنسای منو بگیره ها (با داد)
علامت بادرگارد ها $
$بله ولی اونا نصف ادمای مارو کشتن
+از جلو چشم گمشین عوضیا (با داد)

دینگ دینگ (صدای زنگ گوشی😂)
+چی میخای
هانا با علامت €
€های ددی امروز چطور بود
+منو اینجوری صدا نکن دختره هرزه بگو ببینم چی میخای
€ته ته جونم اینجوری باهام حرف نزن امشب میای پیشم اوممم
+ هردومون میدونم که دو دوست دختر قلابیم هستی دلیلی نمیبینم بیام پیشت
€اوپا من امش.......(تهیونگ قطع کرد )

_دختره بچ فک کرده من نمیدونم چه هرزه ایی هست
(در باز شد جونگ کوک اومد تو باعلامت ¥)
¥سلام خبرارو شنیدی که ...
_اره من اون مینهو رو بادستای خودم میکشم
¥عا بیخیال امشب میای بار
_از اخرین بار که دیشب بود اتفاق جالبی نیافتاد
¥چیشده ؟
_راستش........(قضیه اتو تریف کرد )
¥اووو حالا میخای چی کار کنی میزاری بره
_اره بعد بره به پلیس لوم بده
¥پس چه کار میکنی
_نمیشه کاری کرد میشه یکی از خدمتکارای عمارت
¥به نظرت دختره قبول میکنه
_مگه دست اونه
(عکس اوتو داد به جونگ کوک)
_همه اطلاعاتشو برام بیاد
¥اومم دختره خوشگیه
_هوم یکم
¥پس بای
_بای


پرش زمانی تو عمارت
ته ویو=
وقتی وارد شدم صدای داد میومد
اجوما =ارباب دختره ار صبح کارش شده داد و بیداد کردن
_کلیت اتاقش رو بده
اجوما =بفرمایید
وارد اتاق شدم دختره ی گوشه داش گریه میکرد که متوجه من شد
+یا مرتیکه روانی من باید برم
راستش تاحالا کسی اینجوری باهام حرف نزده بود
_خفه شو هرزه از این به بع خدمتکار اینجایی
+نه بابا مگه به حرف توعه
_اره که هس
+یا تو منو دزدیدی بعد میاس بهم دستورم میدی
_اره تو اصن میدونی کی هستم هه اگه میدونستی این گو هارو نمی خوردی
+برام مهم نیست میخای مافیا باشی با قاتل یا هرچیز دیگه ایی
_او هوشتو دوست دارم اره مافیام

ات ویو =
وقتی گفت مافیام حقیقتا پشمام ریخت
+جدی میگی
_اره البته میدونی کسایی که باهام اینجوری حرف میزنن رو میکشم ولی چون تو نمیدونستی میبخشمت
(رفت بیرون )
+حالا چی کار کنم یارو مافیاست

حمایت کنید بایی ♡
دیدگاه ها (۰)

پشت نگاه سردت — پارت هفتم ویو صبح آتصبح از خواب بیدار شدم و ...

پارت سههانا: چیییی واقعا نکشتینش یونگی: مگه تو بیهوش نبودیها...

اول از همه میخام از همتون معذرت خواهی کنم که دیر پارت میزارم...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط