تو از چشمهای من خوندی که ازین زندگی خسته ام
تو از چشمهای من خوندی که ازین زندگی خسته ام
کنارت اونقدر آرومم که از مرگ هم نمی ترسم
تنم سرده ولی انگار تو دستای تو آتیشه
خودت پلکهامو میبندی و این قصه تموم میشه!
کنارت اونقدر آرومم که از مرگ هم نمی ترسم
تنم سرده ولی انگار تو دستای تو آتیشه
خودت پلکهامو میبندی و این قصه تموم میشه!
- ۱.۷k
- ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط