تو از چشمهای من خوندی که ازین زندگی خسته ام

تو از چشمهای من خوندی که ازین زندگی خسته ام
کنارت اونقدر آرومم که از مرگ هم نمی ترسم
تنم سرده ولی انگار تو دستای تو آتیشه
خودت پلکهامو میبندی و این قصه تموم میشه!
دیدگاه ها (۷)

فکر همه جاشو کردی ،مگه نه ؟ فکرشو کردی که دیگه صبح ...

درد مـی کـشـم.. دردهـم تـلـخ اسـت ..هـم ارزان ..هـم گـیـرایـ...

مرﺩﺍﻧﮕﯽ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﺯﻥ ﭼﯿﺴﺖ؟ﺑﻪ ﺧﯿﺎﻟﻢ ﺟﯿﺐ ﭘﺮﭘﻮﻝ ﻭ ﻣﻘﺎﻡ ﻭ ﻫﺪﯾﻪ ﻫﺎﯼ...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

سناریو(درخواستی):وقتی داری موهای دخترتون و می‌بندی :نامجون :...

the missing link part⁸4سال بعد که درسش تموم میشه برای کار بر...

از بعد رفتنت دیگه هیچی مثل قبل نشد.انگار قلبم وارد یه زمستون...

یه چیزی هست باید بگم، برای همه نیست

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

🌹🍷.......‌‌‌‌‌‌‌...........پارت۸..................🍷🌹چرا از ا...

- خداحافظی من از تو انقدر تلخ بود که خودم هم تموم شدم...حالم...

سناریو مایکی پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط