یه همسایه داشتیم به خانمش می گفت: "منزل". خانمش خونه ما ب

یه همسایه داشتیم به خانمش می گفت: "منزل". خانمش خونه ما بود. اومد دنبالش. برادرم در را باز کرد. آقاهه گفت: "منزل ما این جاست؟" برادرم گفت: "نه، منزل شما ته کوچه است."
بنده خدا در همه خونه ها رو زده بود تا منزلش رو پیدا کنه!
دیدگاه ها (۱۶)

اینم برای مهسا جان

سلامتیه اونی که فکر میکنیم تونستیم فراموشش کنیم اما وقتی تنه...

وووووووووی آرزوی مننن

ﻧﯿﺮﻭﯼ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﮐﺸﻮﺭ ﺑﻪ استقلالی ها ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺟﺪﯼ ﺩﺍد :ﺳﺨﻨﮕﻮﯼ ﻧﯿﺮﻭﯼ ...

یا بار تو کوچه داشتیم با بچه ها بازی میکردی بعد کراشم همسایم...

beach 𝖕𝖆𝖗𝖙4ویو جنیصبح، نور طلایی خورشید از پنجره‌ی کلبه ریخت...

پارت ۲۰عصر بود. رزا لباس‌هاش رو توی کمد مرتب می‌کرد که صدای ...

چند پارتی جونگ کوک نشستیم سر میز شام که پسر عموی کوک نشست رو...

پارت ۲۲صبح کدری بود. هوا هنوز بوی بارون‌شب رو می‌داد. رزا زو...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p24جیمین مستقیم به چشم‌هاش نگاه کرد.«فعلا...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

پشت نگاه سردت....17ویو تهیونگبعد چند ساعت مهمونی، بالاخره او...

پارت ۱۷ : خب فکر کنم عاشقت شدم! will,i fill i love you

beach 𝖕𝖆𝖗𝖙5ویو ته‌یونگشب شد. آسمون پر از ستاره. ته‌یونگ شمع‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط