من مورچه ای رامسخره میکردم که سالهاعاشق تفاله ی چایی بود.

من مورچه ای رامسخره میکردم که سالهاعاشق تفاله ی چایی بود....!خودم رافراموش کردم که زمانی عاشق آشغالی بودم که خیال میکردم آدمه!!
دیدگاه ها (۱)

مهم

نمیدانم چی باعث شد که وقتی به چشمانش نگاه کنم ضربان قلبم بال...

عاشقانه های شبنم

سرنوشت(ویو من)چند ماه گذشت...دیگه اون دختر خجالتی روزهای اول...

ادامه پارت142زل زد بهم و اروم سر تکون داد.بلند شدم و ازش دور...

★彡   Part 67 彡★ توان پلک زدن نداشتم.چون می ترسیدم از دستش بد...

لونا و ويليام

Eight

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط