شب چه حکایت قشنگیست...

شب چه حکایت قشنگیست...

آدم را وادار به فکر کردن به آنهایی می کند که عزیزند
دیدگاه ها (۱۴)

پلک خورشید به فرمان تو بر می خیزدصبح ، از سمت خراسان تو بر م...

دیدم همه جا بر در و دیوار حریمتجایی ننوشته است گنهکار نیایدع...

چشم خود بستم، که دیگر چشم مستش ننگرمناگه...

اگه حتی بین ما فاصله یک نفسه نفس منو بگیر برای یکی شدن اگه م...

این روزها هیچ کس شریک غم و دلتنگی ادم ها نیست هیچ کس وفادار ...

شب است که آدم رو اندوهگین می‌کند.یا آدم هست که برای اندوهگی...

خنده دار است کسی وسط نماز منبر می رود تا مردم را وادار به گو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط