دست از سرم بردار من بابا ندارم

دست از سرم بردار من بابا ندارم
زخمی شدم بهر دویدن پا ندارم

گیسو سپیدم احترامم را نگهدار
سیلی نزن من با کسی دعوا ندارم

باشد بزن، چشم عمو را دور دیدی
من هیچ کس را بین این صحرا ندارم

زیبایی دختر به گیسوی بلند است
مثل گذشته گیسوی زیبا ندارم

این چند وقته از در و دیوار خوردم
دیگر برای ضربه هایت جا ندارم

تا گیسوانم را ز دستانت درآرم
غیر از تحمل چاره ای اینجا ندارم

گفتم به عمه از خدا مرگم بخواهد
خسته شدم میلی به این دنیا ندارم
آب زنید دست را

سجده کنید هست را

ماه حسین می رسد

سیر کنید گشنه را

آب دهید تشنه را

دور کنید خنده را

ماه حسین می رسد

عفو کنید بنده را

ارج نهید زنده را

یاد کنید رفته را

ماه حسین می رسد

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین
دیدگاه ها (۶)

باسلام اینجا ایران است ...بقیه اش رو خودتان زحمت بکشی...

باسلام این شعر قشنگ وبامعنی از ددس سیده مهتاب ا...

کربلا تندیس مَشک پاره بود کربلا یک آسمان پروانه بودکربلا پرو...

باسلام این کامنت قشنگ وخوندنی از ددی سیده است ... ...

قدم قدم با یه علم ان ‌شاءالله اربعین میام سمت حرمبا مدد شاه ...

.⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀.⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⣴⣶⣤⣤⡆⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠈⢉⣽⡿⠋⠀⠀...

Part ¹⁰نوبت من شدکارتو برداشتم با چیزی که نوشته شده بود نتون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط