عاشقی دانی چه باشد ؟ بی دل و جان زیستن

عاشقی دانی چه باشد ؟ بی دل و جان زیستن

جان و دل بر باختن ، بر روی جانان زیستن

سوختن در هجر و خوش بودن به امید وصال

ساختن با درد و پس با بوی درمان زیستن
دیدگاه ها (۴)

غمی دارم ز دلتنگیاگر  گویم زبان سوزداگر پنهان کنم ترسم که مغ...

سلام صبح بخیردوستانیادتان باشد،وقتی خورشید میدرخشد،هرکسی میت...

نگارم رفتنت دیوانه ام کرد...هوای دیدنت پروانه ام کرد... شدم ...

لابلای دفترم افسانه را گم کرده امشمع سوزانم ولی پروانه را گم...

سبک بالان عاشق

جانِ ما در دستِ جانان هست و بسکیست جانان او حسین جان هست و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط