یک نفر هست  صمیمانه تو را می خواهد

یک نفر هست  صمیمانه تو را می خواهد
مثل یک عاشق دیوانه تو را می خواهد

گاه با یاد تو  زانو به بغل می گیرد
خاطراتش شده افسانه ، تو را می خواهد 

می نشیند سر راه تو  ، که بر می گردی
عمری اینجور غریبانه تو را می خواهد

پای پیمان تو از جان و دلش  می گذرد
عشق می ورزد و مردانه تو را می خواهد

یاد تو همدم تنهایی شب هایش هست
یعنی عاشق شده رندانه ، تو را می خواهد

روی ناچاری اگر جرعه ای از باده خورد 
غرض این است که مستانه تو را می خواهد

چشم بر پنجره ی نازک دل می دوزد
تا بیایی ، دل ویرانه تو را می خواهد...
دیدگاه ها (۳)

اجازه هست کــــه اسم ترا صدا بزنمبه عشق قبلی یک مرد پشت پا ب...

در مسیر باد باش و بوسه هایم را بگیرتو همیشه شاد باش و غصه ها...

عاشقت هستم نگو این را نمی دانی بس استتا به کی این حاجت من را...

صدایم کن،نگاهم کن، که عشقت کرده ویرانمدو چشمان قشنگت ، آتشی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط