آمده بود دیدن امامش.

آمده بود دیدن امامش.
گفت:ما کنیزی در خانه داریم؛
مسلمان نیست اما،
هروقت خطایی از او سر میزند،
هروقت که میخواهم تنبیهش کنم،
قسمم می‌دهد به جدّ شهید شما؛
میگوید:
«شما را قسم به آن کسیکه هر وقت یادش می افتید گریه میکنید،به همان آقا قسم، مرا ببخشید!»
از امام صادق علیه‌السلام شنید که فرمود:
«رحمت خدا بر اهل این خانه باد!»
دل امام زمانش شاد شده بود
از اینکه اهل خانه با اشک و روضه، انس دارند.
📚بحارالانوار ج۲۷ ص۱۰۳.
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

‍ مشغول مناجات با خدا بود؛شنید: «بنده های فراری ام را برگردا...

#محرّم✔️خانه را حسینیه کنیم حتی در حد نصب یک پرچم...یکی از ن...

✨گفتم شبی به مهدی از تو نگاه خواهم گفتا که من هم از تو ترک گ...

▪ ️فلسفه عزاداری برای اهل بیت علیهم السلام▪ ️(3)🗞 احادیث گری...

*نه پرچم و نه ضریح و نه گنبد و نه حَرَم****شبیه مادر ِ خود ب...

جملاتی از یک حدیث طولانی در کرامت روز نهم ربیع الاول : این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط