پارت ۴

پارت ۴
ایزیکو:یک چوب واقعا،باید با این بجنگم
کروگیری:فعلا باید با این چوب بجنگی تا وقتی که آماده باشی بیا دیگه یه مبارزه کوچولو بریم
ایزیکو چوب رو محکم نگه داشت و حمله می کرد که یکم دستش را شل کرد تا راحت تر بجنگد کروگیری با چوبی که دستش داشت چوب ایزیکو رو به راحتی انداخت زمین
ایزیکو که هنوز متوجه نشده بود که چی شده کروگیری دستش را به شانه ایزیکو گذاشت و گفت:ببین باید ذهن رقیبت رو بخونی و....
ایزیکو نزاشت حرفش را تمام کنه
ایزیکو:سنسه تلاش می کنم ولی نمی توانم
کروگیری:ببین اول بزار حرفم رو تمام کنم
و حدفش رو بشناسی منم همین کار رو میکنم و باید چوبت رو محکم نگه داری باشه
ایزیکو :های سنسه
پایان پارت ۴
دیدگاه ها (۱)

میخوام یه انیمه معرفی کنم نام :کما و خرسمثبت:۱۳کاراکتر اصلی:...

یه ستاره بی نقصی که توی آسمونمیدرخشید و هنوزم میدرخشه

ایزوکو و ایزیکو

اینم زیباترین نزوکو می شه لایک کنید

طلسم چشای بانمکت/p5

سناریو باکودکو

☆پارت ۸☆☆ ستاره‌ای در شب ☆جانگ دستاش رو توی دست های لو محکم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط