به کافه که می آیم سیگاری روشن می کنم

به کافه که می آیم سیگاری روشن می کنم

چند پک که می زنم دیوانه وار می خندم

هر لب با سیگارم بی صدا درد و دل می کنم

سیگار زودتر به خواب می رود و من مستانه می خندم

سیگار بعدی…
دیدگاه ها (۳)

سیگاری که باشی، " تلخ " طعم دلخواهت می شود . . . چای تلخ . ....

من برای تو مینویسم ! برایی تو که تنهایی هایم پر از یاد توست ...

روزهــاے بـارونـے رو خیلے “دوست دارَمـ”مَعلومـ نمـےشہ مُنتظر...

گاهی وقتها دلم میخواهد بگویم: من رفتم ؛ باهات قهرم ، دیگه تم...

چشمانت قشنگ‌ترین عکسِ دلپسندِ من است»نمی‌دانم جادویت در چیست...

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط