وقتي شب شب سفربود توي كوچه هاي وحشت

وقتي شب شب سفربود توي كوچه هاي وحشت
وقتي هرسايه كسي بود واسه بردنم به ظلمت
وقتي هرثانيه ي شب تپش هراس من بود
وقتي زخم خنجر دوست بهترين لباس من بود
توبادست مهربوني به تنم مرحم كشيدي
برام ازروشني گفتي پرده ي شبو دریدی
ياور هميشه مومن توبرو سفر سلامت
غم من
دیدگاه ها (۵)

مهربازي كارفرهاداست وبسدل به شيرين دادوهيجكس،مهرامروزي فريبي...

تقدیم ♥♥

چقدر تنهايي خوبهوقتي دست نامردي نيست كه با هزار رنگ و ريا صو...

وقتی شب شب سفربود توی کوچه های وحشتوقتی هرسایه کسی بود واسه ...

مخاطب خاص...وقتی شب شب سفربود توی کوچه های وحشت* وقتی هرسایه...

...وقتی شب شب سفربود توی کوچه های وحشت* وقتی هرسایه کسی بود ...

...وقتی شب شب سفربود توی کوچه های وحشت* وقتی هرسایه کسی بود ...

وقتی شب شبه سفر بود، تویه کوچه های وحشت، وقتی هر سایه کسی بو...

اگه مدیون تو باشم اگه از تو باشه جونمقدر اون لحظه نداره که م...

ای به داد من رسیده تو روزای خود شکستنای چراغ مهربونی تو شبای...

ای به داد من رسیده تو روزهای خودشکستن ای چراغ مهربو...

تو رفیقی، جون پناهیناجی ِ عاطفه ی ِ منشعرم از تو جون گرفتهرگ...

ای به داد من رسیده تو روزهای خودشکستنای چراغ مهربونی تو شبها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط