همیشه باورم این بود این که تقدیرم...
همیشه باورم این بود این که تقدیرم...
...به گیسوان کسی کرده است زنجیرم
همیشه با خودم اینگونه فکر می کردم
...در آسمان دو چشم کسی زمینگیرم
کسی که آینهی چشمش از هنرمندی
هماره در پی خود میکشد به تصویرم
کسی که عار ندارد حبیب او باشم
کسی که کار ندارد به اینکه من پیرم
شبی ز خواب عمیقی پریدهام از خویش
خیال روی تو عمریاست گشته تعبیرم
من و تو قصهی تکرار تیر و مردادیم
تو تیر میزنی ای جان و من نمیمیرم
...به گیسوان کسی کرده است زنجیرم
همیشه با خودم اینگونه فکر می کردم
...در آسمان دو چشم کسی زمینگیرم
کسی که آینهی چشمش از هنرمندی
هماره در پی خود میکشد به تصویرم
کسی که عار ندارد حبیب او باشم
کسی که کار ندارد به اینکه من پیرم
شبی ز خواب عمیقی پریدهام از خویش
خیال روی تو عمریاست گشته تعبیرم
من و تو قصهی تکرار تیر و مردادیم
تو تیر میزنی ای جان و من نمیمیرم
- ۱۲.۷k
- ۱۶ دی ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط