صید افتاده به خونم

صید افتاده به خونم

تو چه سان می گذری غافل از اندوه درونم ؟

بی من از کوچه گذر کردی و رفتی!

قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم

تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم
دیدگاه ها (۱)

#پسرونه

چه کنم حرف نگفته زیاد دارمولی مثل حرف توی دلم ماندی•

خاطری گر نظرم هست همه خوبی توستحسرتی گر به دلم هست همان دوری...

ای رهبر شهیدم، در دل ما شعله‌هایی از انتقام می‌سوزد و امیدی ...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

#دیدم_که_جانم_میرود 💔🥀در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخنمن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط