ایستادن اجبارکوه بود،

ایستادن اجبارکوه بود،
رفتن سرنوشت آب،
افتادن تقدیربرگ
وصبرپاداش آدمی،
پس بی هیچ چشمداشتی
حراج محبت کنیم که همه ما خاطره ایم
دیدگاه ها (۱)

من اینارو فهمیدم از زندگی

کاش می‌شد برای لحظه‌ای، دنیا را روی دور کند گذاشت.آن‌قدر دوی...

عاشقانه های شبنم تقدیم خانه دومم ویسگون

I can be myself with himPart¹⁰¹هنوز شروع نکرده بودیم،که تهیو...

‏بنده در حال حاضر تمام "نا" ها هستم.‏ناراحت، ناکافی، نادرست،...

*سرنوشت*بعد از اینکه رایا و شوگا خرید هارو کردن و رفتن سمن خ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟔بالاخره بعد از ساعت ها ماشین سواری به ...

هفت رکن تربیت سیاسی کودک و #نوجوانبا بازگشایی مدارس، فرزندان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط